دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
43
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
را نجات داد . اين حمله نه فقط ضربه محكمى بر دشمنان على مؤيد بود ، بلكه باعث شد كه پير على با برادر خود كنار بيايد . از ابتداى درگيرى و جنگ با امير ولى كه سالها به درازا انجاميد ، سربداران در نيشاپور مهمترين شهر بخش شرقى قلمروشان درگير شدند و اين امر بناگزير سبب سستى و ضعف آنان در دفاع از پايتختشان گرديد . اين وضعيت راه را براى چالش مخالفان على مؤيد در غرب بخصوص درويشانى كه به شيراز فرار كرده بودند هموار ساخت . آنان با رهبرى درويش ركن الدين يكى از مريدان درويش عزيز ( مراد ناكام آنان ) و ضمن بهرهگيرى از درويش ركن الدين كمكهاى اسكندر حاكم پيشين امير ولى در نيشاپور ، لشكرى عليه خراسان راه انداختند كه با پول و اسلحه شاه شجاع تقويت شده بود . آنان سرانجام سبزوار را تصرف كردند ( 778 / 7 - 1376 ) و على مؤيد هم بناگزير فرار كرد و به امير ولى پناه برد . حكومت مشترك سبزوار كه حكومتى شيعى و تندرو بر پايه تعاليم حسن جورى بود ، كاهش مصيبتبار متصرفات دولت سربدار را كه به هرحال گرفتار آن شده بود ، در پى داشت . پير على نيشاپور را تسخير كرد و اين فتح اندكى پيش از ورود امير ولى به دروازهء سبزوار بود . اطرافيان امير ولى عبارت بودند از : شاه منصور رقيب شاه شجاع مظفرى در شيراز و على مؤيد كه امير ولى پس از بازپسگيرى شهر او را حاكم آنجا ساخت . اتحاد بين امير ولى و رهبر سربداران چندان نپاييد . امير ولى در سال 783 / 1381 بار ديگر سبزوار را محاصره كرد . با فشار او على مؤيد به تيمور پناه برد ؛ مقدر بود كه كمكخواهى او بىپاسخ نماند . اين كار على مؤيد با نقشه يورش تيمور به ايران مصادف شد . البته اين واقعه حاكى از پايان تاريخ سربداران خراسان نبود ؛ گو اينكه به استقلال آنان در مقام يك دولت مستقل خاتمه بخشيد . به سرنوشت بعدى آنان هنگامى كه ظهور تيمور را در صحنه تاريخ ايران بررسى مىكنيم ، ضرورتا اشاره خواهيم كرد . ولى در اينجا در مورد تأثيرات گوناگون حكومت سربداران و يا تشبث به خصوصيات آنان كه در خارج از منطقه خراسان صورت گرفت ، صحبت مىكنيم . در اين مبحث به سربداران سمرقند « 1 » نمىپردازيم چون مستقيما به تاريخ ايران مربوط نمىشوند ؛ ولى گرچه به گونه شتابزده نظرى به وقايع مازندران ، گيلان و كرمان مىافكنيم . يكى از مريدان حسن جورى به نام عز الدين در زمان سلطنت شمس الدين على ، همراه شمارى از
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به بارتولد ، « Narodnoe dvizhenie » ؛ يا كوبوفسكى ، « تيمور » ص ص 8 - 56 كه بر پايه مطلع سعدين عبد الرزاق سمرقندى به شورشگران سمرقندى با عنوان « سربداران » اشاره مىكند ولى اينكه خود آنها از اين اصطلاح استفاده كردهاند ، معلوم نيست . ( در اينجا نويسنده ظاهرا آشنايى نزديكى با منابع اين دوره نداشته چون آشكارا اصطلاح سربدار در مورد سربداران سمرقند به كار رفته است - م . )