دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

425

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

كتاب بهارستان است كه به تقليد از گلستان سعدى نوشت و هدف از نوشتن آن نيز تعليم و تربيت فرزند جوانش بود و در پايان نيز براى استفاده او خاطراتى از بعضى شاعران برجسته فارسى افزوده است . در اينجا بايد در زمرهء آثار منثور جامى از لوايح نيز نام ببريم كه مركب از 30 لايحه است و هركدام از آنها به‌طور مختصر اصلى از اصول عرفان را توصيف مىكند . جامى اشعة اللمعات خود را با زبان ساده و صريح براى تفسير و تأويل نكات مشكل لمعات فخر الدين ابراهيم عراقى « 1 » - شاعر و عارف برجسته عصر مغول - نوشت و اين اثر يكى از آثار بسيار مهم فارسى درباره عرفان است . جامى افزون بر اين تفسير ، رساله‌هاى فارسى ديگر راجع به آثار كلامى و ادبى از قبيل ناىنامه ( مثنوى ) جلال الدين رومى و تفاسيرى بر اشعار امير خسرو دهلوى نگاشت . از نويسندگان ديگر اين دوره يكى هم غياث الدين على بن على حسينى اصفهانى معاصر سلطان ابو سعيد تيمورى بود كه اثر او دانشنامه جهان اثرى مهم درباره فلسفه الهى و طبيعى است و با سبك و نثر ساده فارسى نگارش يافته است . در اينجا بجا خواهد بود كه ذكرى هم از ترجمه برجسته رسائل اخوان الصفا به نثر فارسى به ميان آوريم كه از يك نسخه ملخّص عربى به نام مجمع الحكمت صورت گرفت . اين كتاب كه با زبان فارسى شفاف و لطيفى ترجمه شده به زمان تيمور تعلق دارد ؛ از اين كتاب نسخه چندى در دست است . يكى از بزرگترين تاريخچه‌هاى اين دوره - اثرى كه منبعى براى مورخان آينده شد - مطلع السعدين نوشته مولانا كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى ( متوفى 887 / 1482 ) است . اين تاريخ يك دوره 170 ساله از سلطنت آخرين ايلخان مغول ايران ابو سعيد ( 736 - 716 / 1335 - 1316 ) تا پايان سلطنت ابو سعيد نواده تيمور را - كه از سال 855 / 2 - 1451 تا 872 / 1469 حكومت كرد - دربرمىگيرد . با اينكه نويسنده آن نسبت « سمرقندى » دارد ولى در هرات متولد شد ؛ سمرقند زادگاه پدر او مولانا جلال الدين اسحاق بود كه از فقها و علماى عصر شاهرخ به شمار مىرفت . علاقه و اشتياقى كه حكام ايلخانى مغول به روايات تاريخى و سالنامه‌ها نشان مىدادند تا ايام تيموريان و جانشينان او ادامه داشت . اثر عمده دولتشاه بن علاء الدوله بختيشاه سمرقندى يعنى تذكرة الشعرا ما را از قلمرو تاريخ به حيطه تاريخ ادبى و گلچين‌نويسى و حتى بنا به تعبيرى به نقد ادبى مىكشاند . چون دولتشاه علاوه بر ارائه شرح حال مختصرى از شاعران - كه با سبك مستقيم و غيرمطنطن نوشته شده - و قطعات متعدد

--> ( 1 ) - عراقى تخلص او بود . در اين مورد نگاه كنيد به LHP ، جلد 3 ، ص 124 .