دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
398
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
سال 848 / 1445 در سرخس از يك بيمارى طولانى رنج كشيد و شايد هم خصومت گوهرشاد همسر پرجربزه و مقتدر شاهرخ با او بر شدت بيمارىاش افزوده بود . مقايسه نگارههاى اين نسخه « 1 » با نگارههاى شاهنامه بايسنقرى حدود ده سال پيش از آن ، نشاندهنده تحولى است كه در نقاشى تيمورى اين روزگار رخ داده است . كاهش چشمگير قطع كتاب محمد جوكى يكى از جنبههاى با اهميت مضاعفى است كه به منظرهپردازى ابراز شده است . اين مسأله در جاى خود نشاندهنده تأكيدى جديد است كه در ارزيابى و سنجش لارنس بينيون ( Laurence Binyon ) خلاصه شده يعنى « كل اين اثر سرشار از فضاى رمانتيك است . » اين تأثير و نمود با بهرهگيرى از عناصر مشابه پيشين حاصل شده و آزادى عمل زيادى را باعث گرديده است : افزايش و رواج صخرههاى مرجانى ، تنوع شاخ و برگهاى درختان ، شكلهاى ابر همراه با تصويرهاى پيچيده و بغرنج و رنگآميزى دلمه بسته و عالى ، و بالاتر از همه معمارى منظره است كه در حالت رمانتيك و در ارتباط با كوهها قرار گرفته ؛ كوههايى كه در قله آنها به اوج رسيده و با بناهاى منظرهاى همچشمى كرده است . نگارهها كيفيت شايان توجهى دارند و شايستگى بارها نگاه كردن . رابينسون به بعضى از عناصر مكتب شيراز اشاره كرده كه بخصوص به صحنههاى نبرد وارد شده و اعلام داشته كه بعضى از هنرمندان كتابخانه سلطان ابراهيم پس از مرگ او در سال 838 / 1435 احتمالا به هرات مهاجرت كردهاند . اين بدان معناست كه برخى از ويژگيهاى پيشين مكتب شيراز نظير بهرهگيرى از صحنههاى فرعى در منظرهپردازى و كوچك شدن اسبان ، بار ديگر برگشته است . اين روند به حركت بيشتر پيكرهها كمك كرده ؛ گواينكه هنوز اين پيكرهها حالت سرد و خشك دارند . رابطه آن با مكتب شيراز كه رابينسون بدان اشاره مىكند فقط در تركيببندى دو صفحهاى نسخه ديده مىشود آن هم در صحنه جنگى كه برگ سمت چپ آن جنگ مغلوبه پراغتشاشى را نشان مىدهد و حال آنكه برگ سمت راست نشاندهنده آرايش منظم و مرتب است . البته اين منظره اصلا يك منظره عقبى است ؛ و حال آنكه صحنه جنگى در يك صفحه واحد ديگر تركيببندى بازى را نشان مىدهد كه در آن توازن و تناسب وجود دارد و در پيچيدگى و درهم تافتگى خود نشاندهندهء نمونه اوليهاى از پختگى هنر دوره بهزاد در اواخر اين قرن است . اريك شرويدر ( Eric Schroeder ) نگاره « ورود تهمينه به اتاق رستم » را به طور كلى در پيوند با نمونهاى ديگر ازاين صحنه در نگاره موزه فاگ ( هاروارد ) ارزيابى كرده « 2 » و آن را به دوره سلطان اسكندر و به قلم پيراحمد باغشمالى نسبت داده است ؛ پيراحمد باغشمالى بنا به گفته دوست
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به رابينسون « نقاشيهاى چاپ نشده شاهنامه قرن پانزدهم » Apolla Micselany ، 1951 م . ؛ گرى ، نقاشى ايران ، ( 1961 م . ) ، صص 91 - 89 . ( 2 ) - شرويدر ، ص ص 74 - 51 .