دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

333

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

امّا قالبهاى اصلى و جزئيات ساختارى از آن ايران است . در نماى پيشين خارجى ، مدخل ورودى از اهميت اساسى برخوردار است . براى بناهاى كم‌اهميت از مزغل قوسدار بلند و باريكى استفاده مىشد و گاهى نيز طاقگانى نيمكره‌اى از مقرنسهاى پيشكرده بدان اضافه مىگشت . در ساختمانهاى بزرگ جداره مستطيلى بزرگ كه در آن مزغل قوسدار پهن‌تر بود و قوس باتوجه به ارتفاع ، شيبدارتر از مدخل ساختمانهاى كوچكتر بود ، مدخل را به صورت قالب بيرون نشسته‌اى درمىآورد . سطوح ديوارها طبق معمول با طاقچه‌هاى باز و يا كاذب تزيين مىشد . نيمرخهاى قوسى نوك‌تيز بود ؛ گواينكه شكلهاى گوناگونى داشت . در تزيين ، موزاييك سفالى و معرق بر طبق سبكى به كار مىرفت كه پيشتر در ايران توسعه يافته بود . نوآوريهاى چندى هم صورت گرفت . چنين مىنمايد كه معماران ماوراءالنهر گنبد تويزه‌اى را با قرنيز مقرنس‌كارى شده در پايين پيشكردگىاش اختراع كرده‌اند . ساقه گنبدى بلند نيز به صورت يكى از ويژگيهاى بناى « ثابت مستقل » توسعه يافت . پيشتر نيز به تلفيق جداره ايوان و مناره مشرف بدان اشاره كرديم و مناره در بعضى موارد داراى پايه‌هاى چندضلعى بود . قوس سكنج به صورت سيستم تأثيرگذارى در تبديل مربع به دايره به كار مىرفت ، امّا با رواج قوسهاى تويزه‌اى در بين شانه قوسهاى هشت‌گانه ضلعى ، پالايش زيادى در آن صورت گرفت . معرق فنى بود كه آشكارا در ماوراءالنهر توسعه يافت ولى در اواخر سده هشتم / چهاردهم از رواج افتاد . معرق كار نو و بديعى به حساب مىآمد ؛ گويى كه فن كاشيكارى منقوش از اختراعات ماوراءالنهر است ؛ معرق به مدت دو قرن و به ميزان وسيعى در ايران به كار رفت . پژوهشگران شوروى شمارى از بناهاى ازبكستان و تركمنستان را با دقت هرچه تمامتر تحليل و ارزيابى كرده‌اند و در نتيجه توانسته‌اند اين نكته را روشن سازند كه بناهاى مذكور بر طبق سيستم توازن و تعادل طراحى شده است . طرحهايى كه بر روى صفحه‌اى اجرا مىشد براساس پيمون ( مدول ) معينى بود . اين كاربست عملى دانش رياضى در عصرى كه در آن علوم محض از اعتبار والايى برخوردار بود ، جاى تعجب نداشت ؛ و اين نكته روشن شده است كه رساله رياضى مفتاح الحساب - كه غياث الدين جمشيد كاشانى در سال 830 / 1427 به الغ بيك تقديم كرد - داراى فصلى راجع به ساخت‌وساز تئوريك قوسها بود .