دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
304
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
تعريف شده و اتفاقا پيوند نزديكى با تشيع دارد . در اين قطعه وى بر روندى تأكيد دارد كه مىبايد نوعى « انتقال » ناميده شود و از اينجا به بعد وارث رسالت نبوى مىگردد يعنى او كسى است كه داراى امتياز اهل بيت است و صوفى كه جد روحانى او على ( ع ) است در سوى ديگر سلسله تصوف به گونه مهدى جلوهگر مىشود . اين حكم در تاريخ تحول مذهبى ايران بسيار مهمتر از دلايلى است كه بعدها موجب شد تا نوربخش خود را مهدى بنامد و اين دلايل بيشتر بر پايه محاسبات نجومى و رمزآميز عرفانى و نيز شمارى هماننديها و انطباقها بود . با وجوداين ، جاىشناسى مذهبى ايران با استنتاج از اطلاعات مستوفى روشن مىسازد كه در يك محيط آشفته مذهبى ، امكان شكلگيرى نوعى دوسويگى و ناهمخوانى وجود داشت و تا آنجا كه مربوط به اعتقادات شيعى مىشد ( نه سنى ) در ارتباط با حسپذيرى مذهبى قرار مىگرفت تا اختلافات ايدئولوژيكى و يا آداب مختلف فقهى . طبق گفته مستوفى اكثر مردم در مراكز بزرگ شهرى از اهل سنت بودند و حال آنكه نواحى شيعىنشين سنتى و يا به عبارت دقيقتر اثنى عشرى ، علاوهبر گيلان و مازندران ، شهرهاى رى ، ورامين ، قم و كاشان ، ايالت خوزستان و خراسان بخصوص منطقه سبزوار بود . تشيع در اين بخشهاى مختلف ايران در مناطق روستايى پراكنده بود ولى بعضى از خانوادههاى اشرافى شهرها هم شيعه بودند و در دوره تيموريان و بخصوص در روزگار آق قويونلوهاى سنى مذهب ، مقامات عاليه را در اختيار خود داشتند . دراين حيطه اوبن بعضى از نمونههاى مهم را نقل « 1 » كرده و نشان داده است كه برطبق سياست واگذارى امتيازات به سادات و خانوادههاى آنان از سوى تيمور و نيز اوزون حسن ، امتيازات خاصى بدانان واگذار شده بود . از سوى ديگر درّى افندى عثمانى در اواخر 1 - 1720 م . گزارش مىدهد كه يكسوم جمعيت ايران سنى مذهب هستند « 2 » . و شمار آنان مىبايد در خارج از شهرها ثابت بوده باشد و البته يكى از عوامل در اين زمينه تأثيرات ترديدآور تقيه بود . سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه در خلال دوره بين اين دو گزارش چه اتفاقى رخ داده است ؟ البته در اين ميان اهميت زيادى را كه در اثر متأخر اين دو نويسنده نهفته است بايد به حساب آورد . مستوفى اظهار مىدارد كه عناصر شافعى تقريبا درهرجايى كه وى ذكر كرده موجود بودهاند ؛ هم در آن نواحى كه از حضور سنيان صحبت كرده و هم در مراكز سنتى شيعه ، و اين عبارت مؤكد اين فرضيه است كه اوضاع مذهبى ايران بر اثر عوامل مذكور و نيز تأثير شافعىگرى داراى نوعى تجانس و همگنى بوده
--> ( 1 ) - اوبن « Notes sur quelques documents aq - qoyunlu » . ( 2 ) - Relation de Dourry Efendy , ambassadeur de la Porte Ottomane dupres du Roi de Perse ( پاريس ، 1810 م . ) ، ص 54 .