دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
300
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
حالى كه محرومان كه آماده پذيرش هرنوع رهبر ممكن بود ، اشتياق زيادى به اخوت و برابرى كل مسلمانان و نيز برقرارى عدالت اجتماعى به عنوان يكى از امتيازهاى مهدى از خود نشان مىدادند . به هرحال هردو جناح نهضت ، شيعه بودند . از اين رو با نهضت سربداران تشيع شكل و قالب مناسبى براى اعتراض شد . البته در اينجا سروكارمان با شيعه اثنى عشرى است ؛ بهرغم اين واقعيت كه بعضى از گزارشهاى آن يادآور قيامهاى زيديان در سالهاى نخستين خلافت عباسى است و به نحوى از انحاء عقيده وجود يك سلطان قانونى از اعتقادات اصلى آنان بود . مهدى - كه همه آنان منتظر آمدنش بودند - مجاهد و فاتح بارزى بود و مبارزه مسلحانه آنان عليه قدرت مستقر زمانه با از بين بردن موانع ممكنه آمدن او را تسريع مىكرد . اين مسأله باعث احياى سنتى شد كه سربداران بدان دست يازيدند و اين سنت را ياقوت حموى در قرن هفتم / سيزدهم در كاشان نظارهگر بود يعنى بزرگان شهر هرصبح جمعه اسبى يراق كرده را بيرون ديوارهاى شهر هدايت مىكردند تا در صورت ظهور مهدى ، بىمركب نماند « 1 » . از ويژگيهاى نهضتهاى تصوف حتى در زمان سلجوقيان و بخصوص در سالهاى استيلاى مغولان ، جامعهپذيرى مترقى آن بود كه نخستين نتيجه و پىآمد آن دسترسى به « طريقت عرفانى » بود و اين طريقت عرفانى به روى آن طبقات اجتماعى باز بود كه به دليل فقر و فاقه آمادگى پذيرش هرنوع اقتدار مشروعيت مذهبى را در رويارويى با حقيقت سياسى - كه به طور روزافزون نوميدكننده مىشد - داشتند . چنين مىنمايد شيوخى كه مردم بدانان متوسل مىشدند داراى محكمههاى جذابى براى دادخواهى بودند ؛ حتى در ايامى كه شيوخ يگانه راهحل را در استغناء از نيازهاى دنيوى به اميد دستيابى به روزگار گلستان پيش روى آنان مىنهادند . بر اثر نزديكى و همبستگى ايدئولوژيكى زيادى كه بين امام و شيخ وجود داشت ، طريقت شيوخ فاصله بين ديدگاه تشيع و تصوف را از ميان برمىداشت . سربداران در واقع شيعى بودند ، ولى آنان در خطوط نظامى به گونه نوعى انجمن اخوت سازمان يافتند و در اين رهگذر نوعى اقتدار دوپاره - مذهبى و سياسى - ايجاد كردند ؛ همين امر به ظاهر لزوم نوعى همزيستى بين يك تن امير را كه مسؤل حفظ نظم در امور دنيوى باشد و يك نفر شيخ - مهدى را كه ضامن صداقت مذهب به حق باشد ، پيش كشيد . بر اثر اين پراكندگى قدرت ، نقش عناصر انقلابى و وظيفه انجام اصلاحات اجتماعى بر دوش شيخ - مهدى گذاشته شد ، درحالى كه امير به صورت عامل ميانهرو و سخنگوى داعيههاى اشرافيت خردهپا درآمد كه هدف اصلىاش بركندن حكام مغول و اذناب آنان بود . در سده نهم / پانزدهم ،
--> ( 1 ) - Jacuts Geographisches Worterbuch ، چاپ ف . و وستفلد ، جلد 4 ( لايپزيك ، 1869 م . ) ، ص 15