دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
25
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
انديشه وحدتبخشى نواحى شمال غرب ايران با مناطق آل مظفر با مبارز الدين محمد و عقبنشينى او از تبريز از بين نرفت ؛ در واقع براى تحقق آن اقدامات مضاعفى هم صورت پذيرفت . نخستين انگيزه از وضع بغرنجى برخاست كه پس از مرگ شيخ اويس در سال 776 / 1374 در تبريز بر سر جانشينى تخت و تاج اين منطقه ( در سطرهاى گذشته تشريح شد ) چهرهء خود را آشكار نمود . در آن ايام شاه محمود با ادعاى برادرزنش حسين راجع به ميراث پدرى درگير بود ؛ ليكن بيمارى شديد و ناگهانى او موجب شد تا تبريز را ترك گويد و البته بعدها باز آن را متصرف شود ( يعنى درست همچون پدرش كه پيشتر به اين كار دست يازيده بود ) . چيزى از اين واقعه نگذشته بود كه شاه محمود درگذشت ( 776 / 1375 ) و اصفهان به دست شاه شجاع افتاد و وى نيز آمادهء ضميمه ساختن آذربايجان به متصرفات خود شد ، بهرغم پيشرفت پيروزمندانه به سوى تبريز ، او نيز از موفقيت دست كشيد و دليل آن هم بيشتر اوضاع بىثبات و نابسامان فارس بود كه هيچگونه خطر دور بودن طولانى از آنجا را برنمىتافت . اين خطر بىدرنگ زمانى كه برادرزادهاش شاه يحيى با استقرار در اصفهان دست به شورش زد ، خود را نشان داد . شاه شجاع براى حل اين معضل پيمان آشتى با حسين منعقد ساخت با اين اميد كه موفقيت خود را با وصلت پسر خويش زين العابدين با يكى از خواهران حسين حاكم آل جلاير تثبيت سازد . اين اميد توهمى بيش نبود ، چون آل جلاير و به ويژه امير عادل سر ناسازگارى گشودند و جنگ به راه انداختند . شاه شجاع درصدد برآمد تا با جلب توجه بايزيد جلايرى كه امير عادل او را در آنجا سلطان خوانده و نايب مناب گردانده بود ، مسأله را فيصله دهد ؛ امّا اين اقدام هم از سقوط شهر به دست سلطان احمد جلوگيرى نكرد . شاه شجاع اندكى پيش از مرگش در سال 786 / 1384 فرزند خود زين العابدين را به جانشينى خويش برگماشت و در ضمن برادر خود عماد الدين احمد را حاكم كرمان ساخت . اين ترتيبات با خرسندى شاه يحيى همراه نبود و لذا به سمت شيراز لشكر كشيد كه البته با بستن پيمان صلحى از درگيرى جلوگيرى به عمل آمد . شاه يحيى نتوانست مدت زيادى در اصفهان - كه در آن روزگار دورهاى از ناامنى و آشوب را مىگذراند - ماندگار شود چون مردم اصفهان او را راندند و وى بناچار در يزد پناه گرفت . از آن زمان اصفهان تحت نظارت مظفر كاشى ، عم زين العابدين درآمد . پايان دوره آل مظفر نيز خونبارتر از دوره حكومتشان بود . آنان به دست تيمور افتادند ؛ تيمورى
--> - نگاه كنيد به رويمر ، « Das Fruhsafawidische Isfahan als historische Forschungsaufgal e » در مجله ZDMG ، جلد 74 ( 1974 م . ) ، ص 320 به بعد .