دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
243
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
شاه ديد و تفسير كرد . در آن ايام شاه به احتمال يكى از بزرگترين شاهزادگان تاجر ( تاجر - شاهزاده ) در ايران بود ؛ شركتهاى ارمنيان و اروپاييان در جريان قرن يازدهم / هفدهم تحت حمايت شاه ، تقريبا كل صادرات ايران را در دست گرفتند ، بازرگانان محلى فقط بخشى از نيازمنديهاى بازرگانى زمان را تدارك مىديدند و بيشتر در بازارهاى محلى متمركز شده بودند ؛ گو اينكه حتى در اواخر قرن يازدهم / هفدهم برخى از بازرگانان با ممالك دوردست قراردادهاى بازرگانى و تجارى مىبستند « 1 » . بازرگانى ايران در قرون مورد بحث ما فقط به صورت نقد ، ولى با شيوههاى خام صورت مىگرفت . پول را در بستههاى چرمى حاوى 50 تومان ( نقرهاى ) قرار مىدادند و در كاروانهاى تجار حملونقل مىكردند . چنين مىنمايد كه مبادى مبادلات غيرنقدى كه در دوره پيش از مغولان صورت مىگرفت ، فراموش شده باشد . نظام بازرگانى ايران در نيمه دوم قرن يازدهم / هفدهم تأثير چندانى در سياحان اروپايى نداشته است . در آن روزگار شبكه راهها تا حدود زيادى وانهاده شده و تجار سنتى ايران با رشد و افزايش رقابت تجارت جهانى اروپا كمكم مقاومت خود را از دست داده بودند « 2 » . بااين همه وضع تجار محلى خوب و مطلوب بود . آنان از سرمايهشان در هرسال 30 تا 40 درصد سود مىبردند . در ميان اثاثه يكى از تجار اصفهان در ايام محاصره آن توسط افاغنه در سال 1135 / 1722 سكههاى نقره به ارزش 1792 تومان به دست آمد ( درباره ارزش تومان به مطالب بعدى رجوع كنيد ) . همين امر ما را به ميزان نقدينه يك نفر شاهزاده تاجر رهنمون مىسازد « 3 » . صادرات ايران در اواخر صفويه همان محصولاتى بود كه پيشتر در دوره مغولان بدان شهرت داشت : انواع و اقسام قماش ، پارچههاى زربفت ، پشم شتر ، تنباكو ، احجار كريمه ، و بخصوص ابريشم ؛ در ضمن در روزگار صفويان صادرات فرش هم بسرعت بالا رفت « 4 » . در عوض توليد فلزات قيمتى در اين دوره به ظاهر كاهش پيدا كرده است . ليكن هيچوقت صدور نقره - و بيشتر سكههاى نقرهاى - بويژه به هند قطع نشده است . افرادى كه در اين صادرات دست داشتند بيشتر صرافان نزولخوار هندى و رباخواران بودند كه در قرن يازدهم / هفدهم تجارت خود را در مراكز بازرگانى متمركز كرده بودند . تصور مىرفت كه فقط در اصفهان شمار آنان به ده هزار نفر بالغ شود .
--> ( 1 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 167 . ( 2 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، صص 20 ، 180 ؛ شاردن ، جلد 4 ، ص 170 ؛ رابينو ، « بانكدارى در ايران » ، صص 21 به بعد ؛ اشرف ، ص 321 . ( 3 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، صص 19 به بعد ، به نقل از زبدة التواريخ . ( 4 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 162 به بعد ؛ پطروشفسكى ، در CHI ، جلد 5 ، ص 508 .