دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
223
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
مىرسد كه حتى در هنگام افزايش ماليات محصول يعنى افزايش خراج به دليل ازدياد محصول و يا افزايش جزيه ( در نواحى سيورغالى كه غير مسلمين در آن زندگى مىكردند ) مازاد از آن صاحب سيورغال مىشد « 1 » . اين مسأله را مىتوان با اين نكته تبيين كرد كه مراجع ديوانى مىخواستند به سيورغال فقط از ديد يك اقطاع نگاه كنند تا بدينوسيله از تمركز قدرت فوقالعاده در دست مالك جلوگيرى به عمل آورند . فرمانى كه در اين مورد صادر مىشد ، نوعى حربه قانونى در دست مالك بود تا بتواند در برابر ادعاهاى مالياتى محلى و ايالتى ، در مورد اراضى سيورغالىاش از خود دفاع كند . از ساير امتيازات وابسته به يك « فيف » سيورغالى يعنى آنهايى كه داراى معافيت ديوانى و حقوق موروثى بودند ، مشكلات مشابهى برمىخاست . از آنجا كه معافيت از مالياتها اغلب با فهرست مفصلى از همهء عوارض متناسب و مربوط بود ، لذا قواعد سابق الذكر معافيت ديوانى در اكثر موارد ، مقدم بر فهرست همه مأمورانى بود كه از رفتن به منطقه سيورغال و يا مالياتخواهى از آنها منع شده بودند . قاعدهاى كه پيشتر از آن صحبت كرديم يعنى « قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند » معمولا در خصوص استقلال ديوانى صاحب سيورغال به كار مىرفت . اين عبارت در فرمانى از رستم آق قويونلو به تاريخ 27 رمضان سال 902 / 29 مه 1497 ديده مىشد . درغيراين صورت حق قانونى ديوانى و مربوطه به طور كامل ثبت مىشد مانند فرامين سيورغالى جهانشاه قراقويونلو به تاريخ 3 رجب 589 / 19 ژوئن 1455 و شاه اسماعيل اول « 2 » به تاريخ 10 رجب 915 / 24 اكتبر 1509 . هنگام مرگ صاحب سيورغال ، « تيول » به وارثان او مىرسيد ؛ ولى در اين مورد قانون وراثت اسلامى زياد درنظر گرفته نمىشد . انتقال هميشه با صدور فرمانى بخصوص از سوى حاكم صورت مىگرفت « 3 » . امّا اين كار بدان معنى نبود كه وارثان پيوسته نيازمند تأييد ضمنى حاكم باشند . حقوق سيورغال موجود به سادگى قابل انتقال به وارث و يا وارثان بود . صاحب سيورغال جديد بسيار علاقهمند بود كه انتقال را فرمانى مؤكد سازد ؛ چون او بعدها از همين فرمان عليه افرادى كه درصدد تحديد منطقه سيورغالى و يا امتيازات او برمىآمدند ، بهره مىگرفت . مىتوان از متن بعضى فرامين سيورغال ، بخصوص ازاين نوع فرامين تأييدى ، نتيجه گرفت كه مواد خاصى براى منظورهاى
--> ( 1 ) - بوسه ، Untersuchungen ، ص 98 . پطروشفسكى ، « Soyurgala » « K istorii instituta » ، ص 238 . ( 2 ) - در مورد اين سه فرمان به ترتيب نگاه كنيد به : رويمر ، « Le dernier Firman » ، ص 286 ؛ اوبن ، « Un Soyurghal Qara » « Qoyunlu » ، ص 161 ؛ مارتين ، « Seven Safavid Documents » ، ص 180 . ( 3 ) - عبد الرزاق سمرقندى ، مطلع سعدين ، چاپ م . شفيع ( لاهور ، 9 - 1941 م . ) ، ص 682 .