دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
221
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
مقاصه از اين نظر با ادرار فرق داشت كه بر طبق آن سهام مالياتها واگذار نمىشد ، بلكه سهام منظمى از دارايى تفويض مىگرديد ؛ مقاصه نيز نظير ادرار يا مادام العمر ( مقاصه معيشت ) و يا موروثى بود . ماهيت موروثى مقاصه معمولا با اصطلاح ابدى و گاهى سرمدى و يا تلفيقى ازايندو يعنى ابدى و سرمدى مشخص مىشد . به مقاصه موروثى ، اصطلاح مقاصه ادرار نيز اطلاق مىگشت . مقاصه در بعضى موارد با اقطاع تمليك دورههاى پيشين تطابق داشت « 1 » . با واگذارى مقاصه ، اراضى موردنظر از تمليك ديوان بيرون مىرفت و در مورد مقاصه « ابدى » جز اين بود . چون ديوان مىتوانست از اراضى واگذار شده سود حاصله را دريافت كند . صاحب مقاصه تا اندازهاى از معافيت ديوانى برخوردار مىشد ؛ در حكم مقاصه يك رشته از قواعد مراعات مىشد كه در سدههاى بعد هم جارى بود نظير « قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند » ؛ اين قاعده و فرمول انتقال حقوق ديوانى از مأمور مذكور در سند را به صاحب مقاصه نشان مىداد « 2 » ولى امكان داشت كه فرمول مذكور فقط به محصّلان مالياتى اطلاق شود . مزاياى مقاصه بر ادرار ساده بالاتر از همه اين بود كه صاحب مقاصه نه فقط حقوق مالياتى داشت ، بلكه سهام محصول مالك را نيز به عنوان شريك و يا مالك انحصارى به دست مىآورد . بههرحال حقوقى كه از مقاصه ادرار به مالك اختصاص مىيافت شبيه حقوقى بود كه به اقطاع وسيع نظامى تعلق مىگرفت . معيار قطعى به احتمال اندازه و مساحت ناحيه موردنظر بود . اين دو رويه از نظر شكل و صورت پايه و اساسى براى تحول سيورغال گرديد « 3 » . ادرار و مقاصه حتى زمانى كه فقط حالت معيشتى داشتند ، براى صاحب آن منافع زيادى دربرداشتند چون منحصرا بهمنظور پرداخت حقوق و مستمريها به كار مىرفتند . بنابراين مىتوان تصور كرد كه از گيرندگان ادرار و مقاصه بهدليل واگذارى اين امتياز انتظار خدمات درخور مىرفت ؛ آنان به احتمال از مأموران مبرز و يا نورچشميهاى حاكم و علما بودند . علما و عناصر مذهبى در سده نهم / پانزدهم و نيز در دوره صفويان ، صاحبان سيورغالهاى كوچك و متوسط بودند كه به طور كلى مقاصه شايان توجهى داشتند . از سوى ديگر ، ادرار در ايام بعد به گونه پرداخت حقوق با برات ( به مطالب بعدى رجوع كنيد ) و در قالب مستمرى ادامه يافت و تا زمان قاجاريه تنها رويه پرداخت مستمرى به افراد زبده و شايسته بود . بين ادرار و پرداخت وظيفه نيز در مواردى پيوندها و شباهتهايى وجود داشت و اين مسأله در اواخر دوره صفوى بيشتر مشخص شده است . آنچه از وظيفه شناخته شده ، پرداخت يك مستمرى سالانه و يا واگذارى بعضى از حقوق مالكيت به اعضاى
--> ( 1 ) - لمبتن ، مالك و زارع ، صص به بعد . ( 2 ) - پطروشفسكى ، كشاورزى ، جلد 2 ، ص 70 منقول در نخجوانى ، دستور الكاتب . ( 3 ) - همان منبع ، صص 72 - 66 .