دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
208
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
گرسنگى در خلال سفر وجود داشت . سفر از هرمز به كاليكوت سه هفته و يا بيشتر به درازا مىانجاميد و مسافرت از عدن به كاليكوت در شرايط عادى پنج هفته طول مىكشيد . در بررسى و ارزيابى نقش ويژه تجارى هرمز از قرن هشتم / چهاردهم تا دهم / شانزدهم در تاريخ ايران ، بايد ماهيت التقاطى و تركيبى تجارت و روابط تجار و بازرگانان مقيم خليج فارس را در هردو سمت در نظر گرفت . دوارته باربوسا مىنويسد كه « بازرگانان اين جزيره مركب از ايرانيان و اعراب هستند » و تمام نواحى خليج فارس و مناطق ساحلى عربستان را كه كمابيش با حكومت هرمز در ارتباط بودند - گرچه نه به صورت كامل - بلكه جزءبهجزء مىنگارد . تجارت اينجا ماهيت جهانى داشت ولى خود حكومت هرمز مستقل و خودكفا بود و بخشى از تشكيلات ديوانى امپراتورى ايران به حساب مىآمد . در اين ميان تلاشى كه اين ناحيه را متبوع سلسلههاى جنوب ايران سازد وجود نداشت چون نه وسيله آن در اختيار بود و نه قدرت ضميمه آن ؛ ولى از تجارتى كه در اين منطقه وجود داشت كمال استفاده را مىبردند . صفويان درصدد برآمدند تا اين وضع را تغيير داده و حكومت هرمز را ضميمه خود سازند و براى اخذ عوارض سالانه مأمورانى گسيل دارند . خواجه عطار وزير حكومت هرمز در مقابل ادعاهاى صفويان و نيز تهديدهاى پرتقاليان ايستادگى كرد . شاه اسماعيل پيش از اينكه هرمز به وسيله آلبوكرك تصرف شود ، سفيرى در سال 1510 م . به گوآ فرستاد تا از حاكم گوآ براى تسليم هرمز كمك بگيرد . بعدها به آلبوكرك هم اشاره شد كه تصرف هرمز بايد به وسيله ايرانيان و پرتقاليان صورت گيرد كه اين تقاضا و درخواستهاى ديگر از طرف او رد شد . ادعاهاى ايران در مورد هرمز و حتى عوايد بازرگانى آن با فتح اين جزيره به دست آلبوكرك در سال 1515 م . به مدت يك قرن در بوته تعويق افتاد . ( ج ) نتيجهگيرى : بنابراين در روزگار تيموريان و تركمانان فعاليت بازرگانى شديد در سرتاسر ايران برقرار بود . بازرگانان در جامعه خود و در شهرهاى بزرگ - كه محل كارشان بود - و در خردهفروشى - كه در بازارها صورت مىگرفت - پايگاه و جايگاه محكم و مطمئنى داشتند . مراكز توليدى يزد ، كاشان ، اصفهان ، شيراز ، كرمان و تبريز كه از شهرهاى بزرگ به شمار مىرفتند ، انواع مختلفى از منسوجات ، سفالينه ، چرم و فلز را براى مصرف محلى و صدور آنها توليد مىكردند . هنرهاى زيبا شكوفا شده بود ؛ يكى از بازرگانان ونيزى آن روزگار از زيباييهاى دلانگيز كاخها و مساجد تبريز صحبت كرده كه « چنان دلربا ساخته شدهاند كه مرا ياراى توصيف آنها نيست . » بازرگانى و تجارت ترانزيت از چين تا سواحل درياى مديترانه كشيده شده بود و بازرگانان ايرانى در آن سهمى بايسته داشتند و هرمز يكى از مراكز و انبارهاى عالى ترانزيتى به شمار مىرفت . تجارت و بازرگانى بر خلاف سدههاى بعد ، ويژگى و خصيصه چندان ملى نداشت .