دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
202
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
آستاراخان و بر روى درياى مازندران همراه با ايلچى شروان به نزد ايوان سوم ، گراندوك روسيه ( 1505 - 1462 م . ) رفت . شرايط مساعد نبود چون رفتار و سلوك تاتارها پيشبينىناپذير بود و حملونقل در وضع ناآرامى قرار داشت . كنتارينى مىنويسد « كه در زمستان كه كشتىها بيكارند در كرانه دربند لنگر مىاندازند . آنها را ماهى مىنامند زيرا كشتىها را به شكل ماهى مىسازند : سر و دمشان باريك و ميانشان پهن است . از الوارى ساخته مىشوند كه آنها را با كهنهپارههاى كلافكوبى مىكوبند و كلكهايى هستند بس خطرناك . قطبنما ندارند و كشتىرانان هنگام ملاحى خشكى را از نظر دور نمىدارند . پارو به كار مىبرند و با اينكه همه كارها را به صورت ابتدايى و ناشيانه انجام مىدهند ، خود را يگانه دريانوردان يكهباش روزگار مىدانند . » كنتارينى از طريق دربند به آستارا خان سفر كرد « ما همه سىوپنج تن بوديم اعم از ناخدا و شش تن از دريانوردان . ازجمله مسافران چند تن بازرگانان بودند كه برنج و ابريشم و قماش به آستارا خان ( هشتر خان ) حمل مىكردند تا در بازار به روسها عرضه كنند . نيز چند تن تاتار بودند كه به قصد تهيه خز و پوست سفر مىكردند تا در بازگشت كالاى خود را در دربند بفروشند . » كشتى ونيزيها چندين بار به گل نشست و به تخته سنگ خورد . گفته مىشود كه « كاروانى بزرگ از عده فراوانى سوداگر تاتار همراه آن سفير مىروند و پارچههاى ابريشمى كه در يزد ( گسدى ) تهيه مىشود و نيز قماشهاى نخى براى مبادله با خز و پوست و شمشير و زين و لگام و ديگر نيازمنديهاى خود حمل مىكنند و از آستارا خان به مسكو مىبرند « 1 » . » در طرابوزان بر ساحل درياى سياه نيز تجارت و بازرگانى در كار بود ولى بخش مهمى از كل حجم كالاهايى را كه به ايران وارد و از آن خارج مىشد ، تشكيل نمىداد . بنابراين در دوره تركمانان همانند دوره تيموريان ، صنعت نساجى پيشرفته ، صدور قابل توجهى از ابريشم خام به تركيه و نيز واردات هنگفت ادويه وجود داشت . در عين حال كه تجارت در الگوى جاافتاده شرق و غرب به موازات شمال ادامه مىيافت و بهدليل مبادله طولانى از اهميت آن كاسته مىشد ، ولى حجم تجارت جنوب با رونق قابل ملاحظه و چشمگير هرمز افزايش مىيافت . اين جزيره متروك كه در واقع عارى از منابع طبيعى بود ، شبيه سرزمين باير مينياتورى چند رنگى بود كه بعدها به گونهء نمادى شاعرانه و واقعى از ثروت افسانهاى جلوهگر شد . به گمان ايرانيان اگر جهان را انگشتر بدانيم ، هرمز نگين آن خواهد بود . ب ) ناحيه جنوبى : محور عظيم ديگر تجارت از طريق ايران به صورت طولى بود و تا خليج فارس از راه كويرهاى جنوبى - كه در گرماى تابستان غيرقابل عبور بود - و به موازات دامنههاى شرقى
--> ( 1 ) - همان منبع ، صص 7 - 146 ، 151 .