دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

200

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

با كسب اهميت بازرگانى به صورت شهر بزرگى درآمد ؛ ولى « جمعيت چندانى » ندارد . هرگونه خواروبار در آن يافت مىشود امّا بسيار گران . اين شهر بازارهاى بسيار دارد در ضمن راه عبور كاروانهايى است كه مقدار فراوانى ابريشم - از محصولات يزد - و فاستونى و تقريبا هر نوع كالا به مقصد حلب حمل مىكنند « 1 » . » ونيزيان يزد و كاشان را از مراكز مهم توليدى قلمداد كرده‌اند . در شهر يزد « پارچه‌هاى زربفت و ابريشمى گلدار كه آسترشان از ابريشم و پوستهاى بسيار زيباى قاقم و سمور بود » توليد مىشود . شهر يزد ، شهر صنعتگرانى بود كه « پارچه‌هاى ابريشمى و نخى و پشمى و مانند اينها مىبافتند . . . . حصار پيرامون اين شهر پنج ميل بود و داراى حومه‌اى بسيار وسيع ؛ و با اين همه مردم همه به نساجى و بافتن پارچه‌هاى گوناگون ابريشمين سرگرم بودند و ابريشم از استرآباد ، ازى ( Azzi ) و نواحى چغتاى وارد مىشد . » ؛ و كالاهاى توليد شده به ساير نواحى ايران ، هند ، چين و تركيه صادر مىگشت و كيفيت آن طورى بود كه « كسانى كه پارچه‌هاى ابريشمين خوش‌بافت سوريه را مىخرند گو بروند و پارچه‌هاى ابريشمى يزد را برگزينند . » و مىگويند كه شهر هر روز به دو خروار ابريشم نياز دارد . . . و امّا درباره مقدار پارچه‌هاى پشمى و نخى و مانند اينها چيزى نمىگويم زيرا اگر مقدار پارچه‌هاى ابريشمى را قياس بگيريد ، به آسانى درمىيابيد كه مقدار منسوجات از چه قرار است . » كاشان نيز پرجمعيت بود و به فراوانى منسوجات شهرت داشت « و در آنجا پارچه‌هاى ابريشمى و نخى چندان به‌دست مىآيد كه هر كس در يك روز به ارزش ده هزار دوكات مىتواند از اين پارچه‌ها فراهم كند . » اصفهان داراى حجره‌هايى براى كالاهاى بازرگانان بود ، ولى شيراز « مردمى بسيار دارد و پر است از بازرگانان . . . واردات اين شهر جواهرات ، پارچه‌هاى ابريشمى بزرگ و كوچك و ادويه و ريوند است . » اين شهر « براى اقامت محلى است ايمن و شورش و آشوبى در آنجا روى نمىدهد . » ونيزيان معمولا شيفتهء الماس ، ياقوت و مرواريد مىشدند ؛ و نيز تحت تأثير قاليهاى تبريز قرار مىگرفتند كه « به عقيده من تفاوت ميان اين فرشها و فرشهاى قاهره و بورسا به قدر پارچه‌هاى ابريشمى انگليسى و پارچه‌هاى پشمى سن‌ماتيو است . » هوش و فراست درودگران شايان توجه است ولى الوار مناسبى براى كار ندارند « 2 » . از مطالعه سفرنامه‌ها بخصوص گزارشهاى ونيزيان ، سازمان و تشكيلات بازارها و سلوك بازرگانان معلوم و مشخص مىشود . بارباروى ونيزى راجع به يزد مىنويسد « هنگامى كه بازرگانى براى خريد كالا به اين شهر مىآيد در يك فونداچوى بزرگ ( شايد منظور نويسنده فندق يعنى مهمانخانه باشد - م . ) فرود مىآيد كه در پيرامون حجره‌ها و در ميانش فضاى چهارگوش كوچكى

--> ( 1 ) - مسافرت به تانا و ايران ، ص 127 . ( 2 ) - همان منبع ، صص 60 ، 4 - 72 .