دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
181
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
يادآورى اتحاد تركمانان با بازماندگان تيموريان نيز سودى نبخشيد . ازاينجاست كه اوزون حسن به ظاهر از صميم قلب و به گونه دشمنى مسلم به رويارويى با تيموريان نپرداخته است ولى سرنوشت جنگ به روى او خنده زد . ابو سعيد كه با سواره نظام خود در جلو مىتاخت ، بدون توجه به خطوط ارتباطى خويش و نيز سرماى سخت آذربايجان ، پس از اينكه در دشت مغان در حاشيه شعب سفلاى رود ارس محاصره شد ، در 14 رجب 873 / 28 ژانويه 1469 شكست سختى از اوزون حسن خورد . خود ابو سعيد اسير شد و پس از ده روز به قتل رسيد . حاكميت تيموريان پس از سقوط ابو سعيد در شرق ايران ، افغانستان و تركستان چندين دهه ادامه يافت و خطرى كه شايسته نام آنان باشد براى آق قويونلوها به وجود نيامد . در اين ايام بود كه آق قويونلوها پس از پيروزىشان بر قراقويونلوها توانستند امنيت را در متصرفات خود برقرار سازند . آنان قدرت بلامنازع واقعى ايران گرديدند . اوزون حسن با آگاهى از نقش توسعهطلبانه خويش ، پايتخت خود را از آمد در ديار بكر - يكى از مراكز محلى قدرت آناتولى - به تبريز منتقل كرد . او بااين انتخاب ، اقامتگاهى را براى خود پيشبينى كرد كه به طور سنتى نه فقط پايتخت قراقويونلوها ، بلكه مركز عملياتى ايلخانان و بازماندگانشان ، آل جلاير نيز بود . همين رويه نمادى از اتخاذ قدرت در ايران به شمار مىرفت ؛ اين حركت به يك مقطع جديد و موج بزرگ دوم عناصر جمعيتى تركمان انجاميد كه از آناتولى به كوهپايههاى ايران سرازير شدند و به مدت يك سده پس از آن نقش قابل اعتنايى در تحول و توسعه ايران - كه بعدا بدان خواهيم پرداخت - ايفا كردند . خبر ظهور شگفتانگيز اوزون حسن نه فقط در ميان همسايگان شرقى ، بلكه در بين قدرتهاى غربى نيز پيچيد . در حالى كه مهمترين علاقه قدرتهاى غربى را در خاور نزديك در نيمه اول سده نهم / پانزدهم همان عقيده كهن صليبى تشكيل مىداد يعنى آزادسازى مزار مقدس و فتح مصر به موازات سوريه و شبه جزيره عربستان ، ولى از زمان فتح قسطنطنيه به دست عثمانيان در سال 857 / 1453 ، انگيزه جديد و بسيار مهم بازپسگيرى اين شهر بود و حتى واژه « صليبى » سرانجام در مبارزه عليه عثمانيان معنى عوض كرد . سقوط قسطنطنيه خطر فزاينده توسعه قدرت عثمانى را براى غرب روشن ساخت . پاپ نيكولاس پنجم در 30 اكتبر 1453 فرمانى صادر كرد و در آن همه را به جنگ صليبى عليه تركان فراخواند . در ضمن او سفيرى كه به احتمال قوى فرانسيسكن لودوويكو دا بولونيا ( Franciscan Ludovico da Bologna ) بوده ، به شرق فرستاد تا در آن سوى امپراتورى مقتدر عثمانى ، متحدى پيدا كند . با اينكه عقيده انعقاد پيمانى با قدرتهاى غيرمسيحى در غرب كامل رايج نبود ، ولى چيز تازهاى هم به حساب نمىآمد ؛ چون پيشتر قدرتهاى غربى با مغولان مذاكراتى داشتند تا عليه مماليك مصر با يكديگر متحد گردند و از آنجا كه پاپ نيكولاس