دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

179

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

روشن بود كه به زودى كشمكش مرگ و زندگى شروع خواهد شد . نزديكترين همسايگان آق قويونلوها كه توسعه‌طلبى آنان خطرناك هم بود ، قراقويونلوها بودند و از همين جهت بود كه نخستين واكنش شديد چهره نمود . حتى پيش از قدرتگيرى اوزون حسن ، بين اين‌دو رقيب برخوردهايى صورت گرفته بود . جهانشاه نتوانسته بود مقاومت جهانگير را درهم بشكند ، ولى ابراز وفادارى او را در شناسايى اقتدار و مالك الرقابى تبريز به دست آورده بود . چند سال بعد جهانگير براى رويارويى با فشار سياسى برادرش از قراقويونلوها درخواست كمك كرد . ليكن نيروى امدادى آنان كوبيده شد . جهانشاه مدعى اقتدار بر اوزون حسن نيز شد و اوزون حسن هم چاره‌اى جز ابراز اطمينان اتحاد به او نيافت . اين امر در درازمدت جهانشاه را اقناع نكرد و لذا در بهار سال 871 / 1467 يعنى سال بعد از فتح بغداد ، تصميم گرفت تا در بين‌النهرين عليا لشكرى عليه آق قويونلوها راه بيندازد . امّا ماهيت صلح‌طلبانه نامه‌هاى اوزون حسن كه جهانشاه را تا حدودى قانع ساخت كه فعلا خطرى بالقوه وجود ندارد و لذا تابستان را در منطقه خوى بسر برد . هنگامى كه جهانشاه در پايان ربيع‌الاول 872 / اكتبر 1467 سرانجام به جلگه موش در شرق آناتولى وارد شد ، با شرايط سخت زمستان مواجه گرديد و لذا لشكركشى عليه اوزون حسن را وانهاد و اكثر سپاهيان خود را به قشلاق فرستاد و سپس با شمار معدودى از آنان به سمت شمال رفت . اوزون حسن كه با دقت مراقب حركتهاى دشمن بود ، هيچ توجهى به تغيير هوا نداشت و اين موقعيت را بهترين فرصت ممكنه فرض كرد . هنگامى كه جهانشاه در نزديكى سنجاق در منطقه چپقچور اردو زده بود ، اوزون حسن از غفلت قراقويونلوها استفاده كرد و در بامداد 14 ربيع الثانى 872 / 11 نوامبر 1467 بدانها حمله برد . جهانشاه پس از يك شب ميگسارى - طبق نوشته منابع - از خواب خود شگفت‌زده شد و با اينكه در آخرين لحظه توانست فرار كند ، ولى در حين فرار به دست يكى از سپاهيان اوزون حسن كشته شد . اين شكست يك شكست كامل بود ، چون فرزندان او محمدى ( وليعهد جهانشاه ) و ابو يوسف نيز به دست دشمن افتادند ؛ ابو يوسف را از بينايى محروم كردند و محمدى را چندى بعد كشتند . مرگ جهانشاه تجزيه امپراتورى او را به دنبال داشت . با اينكه حسنعلى يكىديگر از فرزندان او توانست بر اريكه قدرت قراقويونلوها بنشيند ، ولى به‌رغم پيروان قابل ملاحظه‌اى كه در آغاز كار گرد آورد ، نتوانست موقعيت خود را حفظ كند . وى با حمله آق قويونلوها ، به منطقه همدان فرار كرد و در شوال 873 / آوريل 1469 در همانجا دست به خودكشى زد . برادر او ابو يوسف كه بار ديگر آزادى خود را به دست آورده بود ، جان خود را بر سر بازسازى قدرت قراقويونلوها در فارس