دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

160

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

آناتولى مركزى كه بايستى با زمان فتوحات اوغوز رابطه داشته باشد ، اين فرضيه را پيش مىكشد كه بايندريها در فتح آسياى صغير به دست سلجوقيان شركت داشته‌اند . ايل بايندر پس از سقوط سلسله آق قويونلوها در تريپولى و حلب و نيز در جنوب سيواس اسكان گزيدند . نام بهارلو كه دربرگيرنده خاندان حاكمه قراقويونلو بود ، اغلب با اصطلاح و نام بهادر « 1 » ارتباط داشت ولى با منطقه بهار در شمال همدان مربوط بود و جايگاه يكى از خاندانهاى مقتدر تركمان اربل ، مراغه و اخلاط بود كه در حوضه درياچه اورميه يعنى تا درياچه وان و نيز تا شمال و جنوب آن نواحى پراكنده بودند . فشار هجوم مغولان آنان را كاملا به ناحيه شمال درياچه وان رانده و در آنجا اتحاديه قراقويونلو بعدها شكل گرفته است . اين ارتباط را مىتوان از اسم ايوائى استنتاج كرد كه تا سال 629 / 1230 در اخلاط ضبط شده و نيز مىتوان آن را از زادگاه يكى از معروفترين وزراى آخرين خليفه عباسى دريافت كه از دهكده بهار بود و در سال 656 / 1258 به وسيله مغولان در بغداد كشته شد . ايوائى مشتق از ايوه و يا يوه ( Yiva ) است كه نام يكى ديگر از ايلات عمده اوغوز بوده است . رابطه بين قراقويونلو و يوه از نشانه‌ها و علائم سلطنتى معلوم مىشود كه بين اين دو مشترك بوده است و احتمال دارد كه سلسله قراقويونلو از يوه گرفته باشد « 2 » . اطلاق بارانى به قراقويونلو هنوز به طور قانع‌كننده تبيين نشده است . احتمال مىرود كه نام يكى از خاندانهاى ايل حاكمه باشد و يا با نام جايى ارتباط داشته باشد « 3 » ؛ مىتوان در مورد هركدام از اين تفسيرها به نسبت مساوى ترديد روا داشت . تاريخ اوليه دو ايل تركمان مورد نظر ما پيوند نزديك با « دوره ضعف و بيمارى اجتماعى » داشته است كه يكى از محققان ترك آن را دوره زوال و تباهى ناميده « 4 » و در پايان سلطه مغولان در سرتاسر بخش اعظم خاور نزديك چهره نموده است . مزدوران آزاد و ماجراجويان وارد ايلات چادرنشين و دستجات قطاع الطريق شدند و حيات اقتصادى شهرها و سرزمينها را درنورديدند و به ايستايى و توقف كامل كشاندند . اين مزدوران به خدمت سلاطينى درمىآمدند و پيمان دوستى مىبستند كه به نظر موفق و كامياب مىرسيدند ولى به محض اينكه در جاى ديگر بوى ثروت و

--> ( 1 ) - سومر ، « قراقويونلوها » ، ص 292 از يك ايل بهادرلو نام مىبرد . در ميان منابعى كه دورفر به جمع‌آورى آنها پرداخته ، يعنى در TMEN ، جلد 2 ، مقاله بهادر ، ذكرى از تغيير بهادر به بهادر نشده است ، جز اينكه بهادر در زبانهاى قفقازى به كار مىرفته است ( ص 373 ) . ( 2 ) - مينورسكى ، « حكام ايل قراقويونلو » ؛ همان نويسنده ، « بهارلو » در EI چاپ جديد . درباره ايل يوه نگاه كنيد به : سومر ، « Yiva Oguz boyuna dair » . ( 3 ) - به ترتيب نگاه كنيد به : سومر ، « قراقويونلولار » ، ص 292 و مينورسكى ، « حكام ايل قراقويونلو » ، ص 392 . ( 4 ) - اينانچ ، « آق قويونلولار » ، ص 258 .