دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
16
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
موفق شد « 1 » . گفته شده كه او هرگز لقبى به غير از لقب اولوس بيك ( « امير دولت » مشتق از بيك تركى يعنى « امير » و اولوس مغولى يعنى « دولت ، قوم » ) به خود نبست و چند تن از خانان چنگيزى را نيز به رسميت شناخت - طغاتيمور ( 739 / 9 - 1338 ، 4 - 741 / 4 - 1340 ) جهان تيمور ( 740 / 40 - 1339 ) و سليمان ( 747 / 1346 ) - و سرانجام در فاصله بين سالهاى 57 - 747 / 56 - 1346 تاج و تخت را واگذاشت . نكته شايان توجه اينكه شيخ حسن بزرگ توانست موقعيت خود را در اين روزگار پرآشوب تا زمان مرگش در سال 757 / 1356 حفظ كند . ابن بزاز با شگفتى مىنويسد : « امروزه كسى با مقام و موقعيت و سن و سال او موجود نيست » ؛ و شيخ حسن بزرگ - در تقابل با آل چوبان - با ارتباط حسنهاى كه با عارف بزرگ شيخ صفى الدين اردبيلى - كه بيست و دو سال پيش درگذشته بود - برقرار كرد ، به چنين توصيف ما فوق طبيعى دست يافت « 2 » . شيخ اويس فرزند شيخ حسن و دلشاد خاتون ( شاهزاده خانم چوبانى ) جانشين او شد . در همان سال كه يكبار هم پيشتر در زمان مرگ ابو سعيد اتفاق افتاده بود ، حملهاى از سوى آلتين اردو عليه ايران يعنى نواحى خراسان و آذربايجان صورت گرفت . ولى جلال الدين محمود جانى بيك خان ( جمبك ) - كه ملك اشرف حاكم آذربايجان را شكست داده و به قتل رسانده بود - به دليل تحولاتى كه در بخش شمالى قلمرو حكومتىاش رخ داد ، بناگريز به سرزمين خود بازگشت . هنگامى كه وى يك سال بعد دار فانى را وداع گفت ، پسر او بردى بيك - كه از سوى پدرش حاكم ايران شده بود - نيز به سراى برگشت . اين مسأله فتح ايران را از سوى آلتين اردو در بوته فراموشى و تعويق انداخت ؛ گو اينكه اخىچوق يكى از اميران ملك اشرف - كه پس از شكست وى خود را در اختيار فاتحان قرار داده بود و پس از بازگرداندن آنان بار ديگر تبريز را متصرف شده بود - به آلتين اردو تعلق داشت ؛ او نيز نتوانست براى مدت درازى موقعيت خود را تثبيت كند . اويس كه در آغاز ، مالك الرقابى آلتين اردو را پذيرفته بود ، در سال 761 / 1360 آذربايجان را - كه بيست سال پيش پدرش به شيخ حسن كوچك واگذار كرده بود - متصرف شد . از اين رو تلاش از سوى آلتين اردو در اين زمان براى بازپسگردانى حكومت مغولان در ايران ، بار ديگر با ناكامى مواجه شد . ليكن كاميابى شيخ اويس نيز در نخستين گام به نتيجهاى كه مىخواست نرسيد . او پيشتر حمله بىنتيجهاى
--> ( 1 ) - نظر اسميت در مقاله « آل جلاير » در EI چاپ جديد . ولى طبق نوشته اشپولر در Die Mongolen in Iran ، ص 113 ، و بويل در CHI ، جلد 5 ، ص 415 شيخ حسن با عزل جهان تيمور در بغداد اعلام استقلال كرد . در اين مورد مسكوكات شيخ حسن شواهد خوبى هستند : نگاه كنيد به اشپولر ، ص 303 ، يادداشت شماره 7 . ( 2 ) - رجوع كنيد به گلاسن ، Die Fruben Safawiden ، ص 43 . ارتباطات حسنه با طريقت اردبيل در ايام بعد نيز ادامه يافت ، چنان كه اين مسئله را مىتوان از فرمانى كه سلطان احمد جلايرى در سال 1372 م . صادر كرده متوجه شد : نگاه كنيد به ماسه ، « Ordonnance » .