دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
13
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
به پايان رسيده است چون ترديدى نيست كه در اين روزگار افرادى بودند كه باور داشتند حكومت مغولان ادامه دارد ؛ چرا كه در اين ميان اين صحنه از رهبران متنفذ مغولى و سياستمداران و يا شاهزادگانى كه وابسته به جانشينان بلافصل چنگيز خان بودند و به لحاظ نظرى نيز مىتوانستند به امپراتورى تداوم ببخشند ، چندان خالى نبود . مثلا آرپاگاون جانشين ابو سعيد به خانواده تولوى تعلق داشت . او شاهزاده لايقى بود كه مىتوانست سلطه مغولان را بر ايران تأمين كند ، ولى چند ماه پس از نشستن به تخت قدرت ، گرفتار درگيرى با اميرى شد كه درصدد به قدرت رساندن يك چنگيزى ديگر بود . امّا او آخرين سلطانى بود كه ظاهر شد و در كشمكشهاى موجود براى كسب قدرت قد برافراشت و دست كم از نظر برقرارى دوباره امپراتورى متحد ايرانى ، استعداد شايان توجهى از خود نشان داد . هيچكدام از اين ايلخانان و يا پشتيبانان نظامى و ايلياتىشان نتوانستند چيرگى و سلطه خود را تحميل كرده و به ثبوت برسانند . افول قدرت مركزى نه فقط راه را براى شاهزادگان مغولى و رهبران متنفذ نظامى و يا رؤساى ايلات هموار ساخت تا به ماجراجوييهاى سياسى دست بزنند ، بلكه هشدارى به هنگام و باغ سبزى هم براى حاكمان محلى بود ( حاكمانى كه تاكنون مطيع و منقاد قدرت مغولى بودند ) تا درصدد كسب استقلال برآيند . سلطه چنگيزيان بر ايران در نيمه دوم قرن هشتم / چهاردهم خاتمه يافت . اين تاريخ در دو صورت مىتواند تحقق يافته باشد : يا در سال بحرانى 740 / 1340 كه طى آن حسن بزرگ مؤسس آل جلاير ، بشخصه قدرت را در بغداد به نام فرودست خود جهان تيمور - از بازماندگان ايلخان گيخاتو ( 4 - 690 / 5 - 1291 ) - در دست گرفت ؛ و يا در سال 754 / 1353 كه در آن يكى از چوبانيان گمنام و كم اهميت آخرين سكهها را به نام ايلخان فرودست خود - انوشيروان - ضرب كرد و در همين سال هم طغاتيمور از بازماندگان چنگيز به دست سربداران به قتل رسيد . ايران از اين زمان تا يورش تيمور تحت سلطه امارتنشينهاى كوچك رقيب قرار گرفت كه از ميان آنها فقط آل جلاير ادعا داشت كه از بازماندگان مغولان ( البته از بازماندگان چنگيز ) است . آل جلاير در بغداد حكومت مىكردند و با فتح آذربايجان اهميت ويژهاى در تاريخ ايران به دست آوردند . در بخش شرقى ايران بخصوص در شهر سبزوار خراسان ، سربداران به قدرت دست يافتند و حال آنكه در فارس و اصفهان اعضاى خاندان اينجو پيش از آل مظفر قدرت را به دست آوردند . در هرات در جنوب شرقى ، سلاطين كرت ( ياكرت ) در صحنه سياسى فعال بودند و از پيش تحت سلطه ايلخانان قرار داشتند . بعدها اتحاديههاى تركمانان در صحنه ظاهر شدند و از آناتولى شرقى به كوهپايههاى ايران نقل مكان كردند . اينان قراقويونلوها و آققويونلوها بودند و قراقويونلوها پيش از آققويونلوها در قرن هشتم / چهاردهم در سرنوشت ايران سهيم گرديدند .