برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
27
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
خلفاء در بغداد ، سامره « 134 » و جاهاى ديگر به طرق مختلف توسط هنرمندان ايرانى ساخته شده است و اگر هم هنرمندان غير ايرانى ملل ديگر در ساخت آنها دخالت داشتهاند ، به شدت تحت نفوذ ايرانيان بودهاند . مىتوان گفت كه احساس هنرى ايرانى قرنها بهصورت معيار شناخته شده بوده است ( جايى كه مىتوانست طبيعتا نفوذ ديگرى - مانند بيزانسى - وارد شود ) . در مورد اين مسئله ك . اردمن ( K . Erdmann ) نكات ذيل را يادآور مىشود : « زمانى كه بغداد سقوط كرد ، سامره مركز اصلى شد . از عناصر ساسانى آنجا ، اينها را بايد نام برد : در هنر معمارى : به كار بردن سكو ، اصل رديف مستقيم در نظم اطاقها ، ايوان براى ساختمان دروازه ، فضاى اصلى بهصورت گنبد - پوشش پايههاى اصلى اطاقها با ورقههاى گچى ( در وضعيت عمودى ) - توسعه گچبريهاى سامره براساس گچبرى ساسانيان متأخر - تداوم مستقيم حيات سنتهاى ساسانى در نقاشى . در سفالسازى : پيوستن به سنتهاى ساسانى در اثر نفوذ شديد آسياى شرقى ( سفال براق لعابدار ، تقليد چينى ) ؛ تكميل لعابكارى بهعنوان وسيلهاى بومى براى اينكه سفال را بهصورت اشياء تجملى درآورند . قطعات قديمى اين صنعت بوضوح ارتباط آنها را با ظروف فلزى قيمتى نشان مىدهد ، ولى وجود اين نوع در بين اشياء ساسانى تاكنون به اثبات نرسيده است . تداوم حيات تكنقشهاى ساسانى بر روى مهرهاى سادهتر سفالى و بر روى اشياء سفالين زمينه سفيد با نقش آبى ديده مىشود . در حدود سال 184 ه / 800 م نيز در سفال لعابدار ( رو به زوال ) ، نفوذ پيكرها و تا حدى نقشهاى ساسانى به چشم مىخورد . شيشه : توليد زياد شيشه از نظر فنى و هنرى به طور وسيعى به سنتهاى محلى كارگاههاى ساسانى بازمىگردد . »
--> ( 134 ) . ( حفريات سامره . Ernst Herzfeld : Samarra , ( Berlin 1948 ) . ( Die Ausgrabungen von samarra , 6 . Band .