برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

417

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

سوگوار بودن با پوشيدن لباس سياه « 148 » يا توسط حمل پرچمى سياه ابراز مىشد . به‌عنوان لباس زير نوعى تونيك ( غلاله ) « 149 » و يا پيراهن پوشيده مىشد . - نجبا كفش ( گاه مزين به سنگهاى قيمتى ) به پا مىكردند . « 150 » اينكه براى مردم عادى ، لباسهاى مختلف محلى وجود داشته است ، جاى شكّى نيست . بااين‌وجود اين‌گونه لباس فقط در نواحى دوردست ( مانند ديلم « 151 » و گيلان ) « 152 » مدتهاى مديدى دوام داشته است ، درحالىكه به زودى سليقه مشتركى در پوشاك اعمال شده است . به‌هرحال به صراحت گزارش شده است كه پوشاك در بين النهرين ( كه از جانبى تحت نفوذ ايران قرار داشت ) به طور كلّى تفاوت زيادى با پوشاك خوزستان ، « 153 » فارس « 154 » و رى « 155 » و يا حتى بست « 156 » نداشته است . « 157 » احتمالا گزارشگران اينجا به‌ويژه به فكر لباس مردم متشخص شهرى بوده‌اند ، با وجود اين در همين مورد نيز گزارشى كافى در دست نيست . براى نياز روزمره - مسلما فقط بين اقشار برجسته - دستمال ( منديل ) و حوله

--> ( 148 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 177 ( سال 435 ه / 44 - 1043 م در تبريز ) ؛ همچنين نزد ديلميان در سال 384 ه / 994 م ؛ روذراورى : ذيل تجارب الامم ، ص 260 . - سال 352 ه / 963 م ؛ زمانى كه وشمگير ( ص 160 جلد اول كتاب حاضر ) را در راه سفر به بين النهرين ، در قزوين به رعايت لباس سياه قانع كردند ( ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 7 ) ، به خوبى نشانى از رنگ عباسيان بود . ( 149 ) . طبرى : تاريخ 3 ، ص 1279 ( سال 224 ه / 839 م در طبرستان ) . ( 150 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1225 ( سال 91 ه / 710 م يكى از تخاريان ) ؛ مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 440 ( سال 375 ه / 985 م ) . ( 151 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 188 ( سال 355 ه / 966 م ) . ( 152 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 7 ( سال 321 ه / 933 م ) . - مردم در اينجا اغلب « برهنه » و يا فقط ملبس به يك شلوار بودند . ( 153 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 91 ؛ ابن حوقل : المسالك و الممالك ، قبل ما 2 ، ص 254 . - Schwarz IV 404 f . ( 154 ) . ابن حوقل : المسالك و الممالك ، قبل ما 2 ، ص 289 . ( 155 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 208 ؛ ابن حوقل : المسالك و الممالك ، قبل ما 2 ، ص 379 . ( 156 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 245 . ( 157 ) . رجوع كنيد به : Kremer , C . G . I 293 f .