برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
299
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
مىشد . هرچند كه براساس كتابهاى مرجع حقوقى ، در اين مورد راههاى ديگرى نيز وجود داشت . مورخان از تأمين مواجب بهوسيلهء ماليات عمومى زمين ، فقط از يك مورد ( سال 390 ه / 1000 م ) گزارش دادهاند . در فارس زمين براى سربازان مزدور ترك به املاك دولتى فرمانروا ( خاصّ ) « 54 » و املاك موروثى از يك طرف ، و سهم دولت ( قسط السلطان ) « 55 » از طرف ديگر ، تقسيم شده بود . قسط السلطان 3 / 2 وسعت كل زمينها را دربر مىگرفت و براى آن همواره مأمور ويژهاى گمارده مىشد . « 56 » نحوه مناسبات تقسيم محصولات كشاورزى بهعنوان « اقطاع » در عصر نخستين غزنويان نيز ، « 57 » حتى اگر حدس فؤاد كوپرولو ، مبنى بر اينكه در آن زمان گذار قطعى به نظام اقطاع موروثى صورت گرفته بود ، درست باشد ، به همان شكل گذشته برقرار بود . البتّه حدس كوپرولو ( همان گونه كه خود او اعتراف دارد ) متكى به دلايل ضعيفى است . « 58 » سلطنت غزنويان بر نيروى نظامى كه در اساس متشكل از بردگان ( مملوكان ) بود ، تكيه داشت . ابتدا در زمان سلجوقيان ( كه توسط همكاريهاى نظامى قبايل مهاجر ترك حمايت مىشدند ) ، حتى از نظر جامعهشناسى هم شرايط واقعى براى انتقال مادامالعمر ( و موروثى ) مالكيت زمين
--> ( 54 ) . قمى : تاريخ قم ، ص 18 حصص براى ( جمع حصه ) آمده است ، اگر چنين نيست ، پس اشتباه مصحح است . ( 55 ) . قمى : تاريخ قم ، ص 113 : قسط مالى . - رجوع كنيد به : . Jakubowskij , Mach . 60 f . ( 56 ) . هلال صابى : كتاب الوزراء ، ص 378 ، در اينباره پاورقى شماره 10 در همين فصل ( در حقيقت چنين گزارش منفردى كه تا حدودى با اصطلاحات دشوار نيز همراه است ، نمىتواند تصوير دقيقى از يك دورهء تاريخى به دست دهد . ) ( 57 ) . Koprulu , Kay . 441 f . ( قبايل ترك در خدمت غزنويان در خوارزم سال 424 ه / 34 - 1033 م ) . - اصطلاح « اقطاع » در اينجا در اصل به معنى « واگذارى اداره » است . رجوع كنيد به : ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 231 . - ( نكبى ) Nikbi 197 ( حدود سال 380 ه / 990 م گزارش مىدهد كه : سامانيان ، زمينهاى وسيعى را در كوهستان به نام اقطاع به پيشقراولان سپاه سبكتكين واگذار كردند . ( 58 ) . Koprulu , kay 449 - 452 ( در يك بيت منحصربهفرد در ديوان سنايى شاعر ، قرن 6 ه / 12 م ، ص 138 ، از تحويل املاك ايرانى به تركان - آنچه كوپرولو خود را مجاز دانسته است كه آن را واگذارى اقطاع تعبير كند - شكوه و شكايت شده است ) .