برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
209
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
اينكه يكى از سامانيان در حدود 297 ه / 910 م ، شيرهايى بهعنوان نگهبان دروازههايش داشته است ، « 225 » موضوع مضحكى است . سلطان حيوانات در آن زمان در ايران ( در كوهستان زاگروس در سال 400 - 399 ه / 10 - 1009 م ، « 226 » حوالى ترمذ در سال 423 ه / 1032 م ) « 227 » فقط بهعنوان حيوان درنده و شكارى « 228 » شهرت داشت . - نگهدارى از جايگاه فيلان « 229 » نشان مىدهد كه كوششهايى - كه در ايران آغازش هرگز روشن نيست - وجود داشت تا علاوه بر شتران سوارى ، « 230 » از فيلان نيز در لشكركشىها استفاده شود . « 231 » بااينوجود ، اين حيوان در ايران ، هرگز اهميت نظامى مشابهى را كه در هند نزديك و هند دور دارا بود ، نيافت . در ايران از قديم الايام حشرات موذى بومى مانند عقرب ، « 232 » كك ، شپش ، ساس ، همچنين مارهاى سمى ، « 233 » چنان زياد بود كه تاريخنويسان بدان توجه خاصى مبذول داشتند ، درحالىكه جغرافيدانان هم اينجا و آنجا راجع به آن گزارش دادهاند . « 234 »
--> ( 225 ) . مستوفى : تاريخ گزيده ، ج 1 ، ص 381 . - و نيز مبحث « تشريفات . . . » در كتاب حاضر . ( 226 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 73 . چون در اينجا « سبع » - « حيوان وحشى » در متن مترادف « اسد » - شير به كار رفته است ، در همان وهلهء اول روشن مىشود كه مقصود شير بوده است ( كه با اين مشخصه « سبع » نيز در معناى اختصاصيش استعمال شده است ) . ( 227 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 239 . ( 228 ) . رجوع كنيد به مبحث « شكار و ماهيگيرى » در كتاب حاضر . ( 229 ) . عضد الدولة در شيراز ( در حدود سال 359 ه / 970 م ) : زركوب : شيرازنامه ، ص 34 . ( 230 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 169 ( در حدود سال 55 ه / 675 در نبرد عليه بخارا ) . ( 231 ) . براى ساسانيان : Christensen 2 208 براساس نوشتهء آمينوس مارسلينوس . ( 232 ) . به علت عقربهاى فراوان در ايران ، كاشان و شهرزور ( محل اصلى : حاشيه شرقى كوير ) به خصوص شهرت بدى داشت : يعقوبى : تاريخ ، ج 5 ، ص 312 ، ج 7 ، ص 13 . ( 233 ) . براساس مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 299 ، در سال 322 ه / 934 م حتى در قصر حكمران در شيراز ديده شده و نيز ( طبق نوشته يعقوبى ، همان كتاب ؛ ج 1 ، ص 382 ) در اهواز در لباس مردم نيز جاى مىگرفت . ( 234 ) . ( حشرات و حيوانات درنده در جبال ) . Schwarz VII 832