برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

175

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

اما در بسيارى از موارد ، كار فقط به شكنجه ختم نمىشد . شكنجه اغلب مقدمه‌اى براى اعدام بود ، « 39 » هرچند كه اعدام گاه نيز به سرعت و بدون عذاب قبلى صورت مىگرفت . گاه محكوم به اعدام مىتوانست قبل از اجراى حكم ، خود را براى نماز آماده كند . اگر اداى نماز به طول مىانجاميد ، هيچ‌گونه عملى در برهم زدن مراسم مذهبى محكوم نشان داده نمىشد . « 40 » متداول‌ترين نوع اجراى حكم ، اعدام با شمشير بود . اين نوع نيز به صورتهاى مختلف اجرا مىشد ، از جمله اينكه بدن قربانى را دو نيم مىكردند . « 41 » در مواقع نفرت خاص نسبت به دشمنان سياسى ، مانند پاپك و برادرش ، پس از قطع كردن دستها و پاها ، شكم را ، قبل از « 42 » آنكه پوست بدن را به‌كلى بكنند ، پاره مىكردند . « 42 » اغلب هم به صليب ( صلبه ) « 43 » يا بدار « 44 » ( بر دار كردن و يا كشيدن ) كشيده مىشد . « 45 »

--> ( 39 ) . در مورد انواع اعدام در عصر ساسانيان رجوع كنيد به : - Christensen - 304 f براى قلمرو خلفا به : Mez 349 ff ( 40 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 1273 ( سال 224 ه / 839 م ) . ( 41 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1502 ( سال 110 ه / 28 - 727 م يكى از مدعيان عباسى در خراسان ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 370 ( سال 441 ه / 50 - 1049 م در سيستان ) ؛ جوينى : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 5 ( سال 532 ه / 1138 م سنجر ) ؛ راوندى : راحة الصدور ، ص 242 ( سال 542 ه / 1147 م در فارس ) ، ص 176 ( سال 547 ه / 53 / 1152 يكى از غوريان توسط سنجر ) ، ص 365 ؛ جوينى : تاريخ جهانگشا ج 2 ، ص 19 ( سال 570 ه / 1174 م خوارزم شاه ) . ( 42 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 1231 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 6 ، ص 161 ( سال 223 ه / 838 م ) . ( 43 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 328 ( حدود سال 30 ه / 651 م در آذربايجان ) ، ص 420 ، ( سال 88 ه / 707 م در خراسان ) ؛ طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1207 و ابن اثير : الكامل ، ج 4 ، ص 208 ( سال 90 ه / 709 م در طالقان صليبهاى زيادى كه در دو طرف خيابان به طول 4 پرسنگ مىرسيد ) ؛ بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 340 ( سال 225 ه / 40 - 839 م يك طبرستانى در بغداد ) ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 90 ( سال 407 ه / 17 - 1016 م : محمود غزنوى ) ، ص 148 ( سال 424 ه / 1033 م در ساوه ) . ( 44 ) . اين دو نوع اعدام گهگاه با يكديگر اشتباه شده‌اند : كلمه فارسى « آويختن » ( راوندى : راحة الصدور ، ص 160 ؛ سال 500 ه / 1107 م ) نزد ابن اثير معادل « صلبه » است . ( 45 ) . عوفى : جوامع الحكايات ، ص 164 ، شماره 633 ( يعقوب بن ليث در حدود سال 256 ه / 870 م ) ؛ Nikbi 151 ( سال 380 ه / 990 م در گرگان ؛ به درختى آويخته شد ) ؛ بيهقى : تاريخ ، ص 675 . ( حدود سال 390 ه / 1000 م ) ، ص 185 ( سال 423 ه / 1032 م ) ؛ گرديزى : زين الاخبار ، ص 96 ( سال 421 ه / 1030 م ) .