برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
141
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
اعطاء مىگرديد . امّا با وجود اين ، خلعت ، متداولترين نوع هبهء ملوكانه به معنى و نشان افتخار بوده است « 587 » كه شرق خيلى دير مثلا تركيه از سال 1247 ه / 1831 م آن را پذيرفت . اعطاى نشان افتخار در شرق آن هم به طور متداول و به كرات ، حتى در نزد سلجوقيان بهوسيله تقسيم چندين خلعتى ( گاه تا هفت ) شناخته شده بود . « 588 » نام امراى به رسميت شناختهشده در خطبه نيز ذكر و بر روى سكهها ضرب مىشد ، كه البتّه مسئله ذكر نام خليفه يا سلسلههاى ديگر همزمان با ذكر نام اين امراء ، همواره برخوردهايى را باعث مىگرديد . « 589 » در ارتباط با اين رسم ، نام دشمنان آشتىكرده مانند نام سنجر در خطبهها « 590 » - بهعنوان افتخار ويژه - حتى پس از مرگش ( 552 ه / 1157 م ) در مراسم مذهبى ، حد اقل در خراسان ، ذكر مىشد . « 591 » در مواقع خاص سوگوارى ، دربار فقط به پوشيدن لباس عزادارى قناعت مىكرد ، « 592 » كه پابرهنه رفتن ( تا آنجا كه وضع جوّى اجازه مىداد ) جزو
--> ( 587 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 153 ( سال 337 ه / 49 - 948 م نوح دوّم سامانى ) . - با چه شكوه و جلال فوقالعادهاى مثلا محمود غزنوى خلعت از خليفه دريافت داشت ، در كتاب عتبى Utbi ، ص 214 و بعد گزارش شده است . ( 588 ) . رجوع كنيد به : حسينى : اخبار دولة السلجوقية ، ص 13 ( سال 448 ه / 57 - 1056 م و ص 71 ( سال 527 ه / 1133 م ) . - فخر الدولة آل بويه در هنگام واگذارى گرگان در سال 375 ه / 985 م 7 خلعت ، يك دستار سياه ، يك شمشير ، يك گردنبند و بازوبند ، دو پرچم و دو اسب با زين طلايى دريافت داشت ( يعنى اعطاى منصب با اعطاى هديهها همراه بود ) : روذراورى : ذيل تجارب الامم ، ص 99 . ( 589 ) . رجوع كنيد به : Richard Vasmer bei Schrotter 633 - 635 و نيز مبحث « سازمان ادارى » در كتاب حاضر . ( 590 ) . سال 604 ه / 1207 م توسط خوارزم شاه ، محمد دوّم : جوينى : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 65 . ( 591 ) . راوندى : راحة الصدور ، ص 171 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 11 ، ص 147 . ( 592 ) . جوينى : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 14 ( عزادارى عمومى به مدت سه روز در خوارزم پس از مرگ اتسز خوارزم شاه در سال 551 ه / 1156 م و تسليتنامه شاهزادهاى سلجوقى ) .