برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

110

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

نيز فرمانهاى خود را از خليفه دريافت مىداشتند . اختلاف عقايد در اين امر نقشى ايفاء نمىكرد . بااين‌وجود آل بويه به‌عنوان شيعه از اولين كسانى بودند كه ( از زمان عضد الدولة ) در خطبهء حتى در بين النهرين نام آنها ذكر شده است . « 349 » روابط آنان با خليفه مانع از آن نبود ، كه ولايات اين امپراتورى را مستقلا به خويشاوندانشان واگذار كنند ؛ « 350 » البته در موقعيتهاى بحرانى انتصاب حكمران را بعهدهء خليفه مىگذاشتند . « 351 » رفتار دقيق « 352 » غزنويان ، « 353 » و تفاهم آنان در مقابل تمايلات شخصى واثق در مورد تعيين جانشين ( بر خلاف قراخانيان ) ، براى هردو طرف بسيار پرثمر بود . بدين ترتيب براى خليفه وزنه متقابلى به وجود آمد كه در سقوط قدرت هميشه مزاحم آل بويه ، مؤثر بود . محمود غزنوى حتى اجازه داد كه موفقيت خود را در مقابل اين خاندان در رى در سال 420 ه / 1029 م به حاكم بغداد با وجودى كه بغداد هنوز در دست آل بويه بود - پيروزمندانه خبر دهند . « 354 » او ( كه البتّه جانشينان را با توافق صريح خليفه ، خود مستقلا تعيين مىكرد ) « 355 » اميدوار بود كه بتواند وارث قدرت آل بويه در بين النهرين باشد . او همواره رسولانى با هداياى بسيار خدمت

--> ( 349 ) . ابن خلكان / چاپ ووستنفلد ، ج 6 ، ص 30 - دسلن ، ج 1 ، ص 581 . ( 350 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 8 ( فارس سال 372 ه / 83 - 982 م ) . ( 351 ) . روذراورى : ذيل تجارب الامم ، ص 15 ( سال 371 ه / 82 - 981 م ) . ( 352 ) . هلال صابى : تاريخ الوزراء ، ص 372 ؛ مسكويه : تجارب الامم ، ج 3 ، ص 393 ؛ روذراورى : ذيل تجارب الامم ، ص 332 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 50 ( خطبه براى خليفه در خراسان پس از فتح محمود غزنوى در سال 389 ه / 999 م ) . ( 353 ) . درباره پذيرايى پرشكوه از فرستادگان خليفه توسط آنها نگاه كنيد به بيهقى : تاريخ ، ص 44 ، و مبحث « هدايا » در آخر همين فصل از كتاب حاضر . ( 354 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 128 . ( 355 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 213 ( سال 406 ه / 16 - 1015 ) ، 216 ( با تصحيح چاپ سنگى ) ؛ گرديزى : زين الاخبار ، ص 88 ، ابن اثير : الكامل ، ج 9 ، ص 138 . - همچنين عمرو صفارى سال 283 ه / 896 م : طبرى ، تاريخ 3 ، ص 2159 و بعد .