برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

75

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

سيستان ( حتى در زمان صفاريان « 160 » و سامانيان ) « 161 » زرنج ( زرنگ ) بود . بخش جنوبى متصل به آن ، ، مكران ( مكران ) از لحاظ سياسى در آن زمان به سند ( هندوستان ) تعلق داشت . « 162 » * * * اگر در صفحات قبل ذكر شد كه ايالات قديمى حوزه ايران در قرون نخستين اسلامى ، مانند قبل و بعد از آن ، داراى وحدت ادارى بودند ، بايد براى تكميل آن نيز يادآور شد كه در اين قرون ( مانند قبل و بعد از آن ) سلسله‌هاى محلى متعدد كم‌وبيش مستقل كوچك ( و گاه نيز بزرگ ) بودند كه گهگاه دعوى استقلال مىكردند و حد اقل هربار مىتوانستند موقعيت موجود خود را تثبيت كنند . بدانها سران قبايل نيمه چادرنشين و يا چادرنشين ( كه اغلب - مقايسه كنيد با مطالب فوق - به‌عنوان « كرد » مشخص شده‌اند « 163 » ) اضافه مىشود . در اينجا موضوع بيشتر بر سر مناطق كوهستانى بسيار صعب العبور ، نقاط مرزى با آب‌وهواى مرطوب و گرم ناحيهء كوهستانى فارس ، ارتفاعات آذربايجان زاگروس تا شاخه شرقى قفقاز و كوهستان شرق خراسان ( به اضافه افغانستان امروزى ) است . همچنين ، حاشيه ساحلى كناره جنوبى درياى خزر ، و ساحل ايالت فارس و كرمان - كه هردو به‌وسيله كوهپايه‌هاى سخت سرزمينهاى مرتفع ايران ، از يكديگر جدا مىشدند - بايستى به آنها ، اضافه شود . براى پرداختن به نتايج پراهميت تاريخى در حيات سياسى دولتهاى كوچك ، مىبايستى به زمينه‌هاى تاريخى مربوط اشاره شود و جزئيات جغرافيايى ( تا جايى كه در دسترس است ) و نقشه‌هاى مربوط به آن ، مشخص گردد ، تا اينكه بتوان نوعى جمع‌بندى از كار مهم‌ترين اين دولتهاى كوچك را ارائه داد ، تا از آن طريق

--> ( 160 ) . ابن حوقل : المسالك و الممالك . ج 2 ، ص 414 . ( 161 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 241 ؛ حدود العالم ، ص 110 . ( 162 ) . رجوع كنيد به اواخر مبحث « حدود » در بخش « قلمرو ايران » كتاب حاضر . ( 163 ) . رجوع كنيد به ص 435 و بعد جلد اوّل كتاب حاضر .