پژوهشكده تحقيقات اسلامى

129

تاريخ انبياء ( فارسي )

او مىشد . » « 1 » در برخورد با اصحاب خويش ، به طور مساوى نسبت به آنها بذل توجه مىكرد و همواره خوش‌رو و متبسّم بود . او خشن ، سنگدل ، تندخو ، دشنام‌گو ، عيب‌جو و پرمزاح نبود . « 2 » عفو و گذشتش نسبت به هر كس كه ظلم به او كرده بود ، نزد همه شهرت داشت . او حتى « وحشى » قاتل عمويش حمزه را بخشيد و ابوسفيان با آنهمه سابقهء شرارت عليه اسلام را مورد عفو قرار داد . با افراد چنان رفتار صميمى داشت كه هر فردى گمان مىكرد پيامبر نهايت علاقه و دوستى را با او دارد و او را بر ديگران ترجيح مىدهد . ترجيح عفو و گذشت بر انتقام ، وفادارى بر عهد و پيمان حتى با دشمنان ، تفكر ، تدبير و دورانديشى در مسائل ، تواضع و فروتنى بسيار ، رعايت نظافت و پاكيزگى ، رعايت ادب در برخورد با ديگران ، احترام به افكار ياران و مشورت با آنان ، پرهيز از دنياطلبى و دنيادوستى و . . . تنها نمونه‌هايى از اخلاق بسيار پسنديده آن حضرت بود كه هر يك به گونه‌اى سبب جلب افراد به آيين اسلام مىگرديد . اما جنبهء ديگرى از رفتار آن حضرت كه سهم بسيار والايى در گسترش اسلام داشت ، تلاش بىوقفه و خستگىناپذير آن حضرت ، همراه دلسوزى فراوان براى هدايت افراد به اسلام بود . خداوند متعال در توصيف هدايتگرى آن حضرت مىفرمايد : لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ . ( توبه : 128 ) به يقين رسولى از خود شما به سويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است ؛ و اصرار بر هدايت شما دارد ؛ و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است . و نيز در آيه ديگرى به آن حضرت دلدارى مىدهد كه اين اندازه بر خود سخت‌گير مباشد ، چرا كه از شدت غم هدايت نيافتن افراد مىخواهد قالب تهى كند : فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِم إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً . ( كهف : 6 ) گويى مىخواهى به خاطر اعمال آنان ، خود را از غم و اندوه هلاك كنى اگر به اين گفتار ايمان نياورند . آن حضرت ، هرگز در راه دعوت به اسلام ، از خود سستى نشان نداد و هرگز حاضر به مسامحه با دشمنان نگرديد و پيشنهاد آنان براى عبادت يك ساله خدايان و عبادت سال ديگر براى خداوند را به صراحت رد كرد « 3 » و در موردى ديگر فرمود : « اگر خورشيد را در دست

--> ( 1 ) . تاريخ سياسى اسلام ، رسول جعفريان ، ص 15 ، به نقل از الشفاء بتعريف حقوق المصطفى ، ج 1 ، ص 150 . ( 2 ) . همان ، ص 16 ، به نقل از المعرفة والتاريخ ، ج 3 ، ص 287 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 70 .