پژوهشكده تحقيقات اسلامى
103
تاريخ انبياء ( فارسي )
بنىاسرائيل و آزمونى ديگر روزى در ميان بنى اسرائيل ، كسى كشته شد و جسدش را ميانهء راه انداختند و قاتلش معلوم نشد . گروهى از نزديكان مقتول ، نزد موسى رفتند و از او كمك خواستند . موسى آنان را راهنمايى كرد و فرمود : خداى سبحان امر مىكند كه گاوى را ذبح كنيد . « 1 » آنان به جاى اطاعت از خدا و پيامبرش با بىادبى به موسى گفتند : آيا ما را مسخره مىكنى ؟ موسى گفت : به خدا پناه مىبرم ، كه از افراد نادان باشم . « 2 » بنى اسرائيل به جاى ذبح گاو ، به اشكالتراشى و بهانهجويى پرداختند و از موسى خواستند كه خصوصيات گاو را بگويد و با سؤالات پى در پى ، تكليف خود را دشوارتر كردند و موظف شدند كه گاوى را ذبح كنند كه زرد يكدست است ، نه پير و از كار افتاده و نه خيلى جوان است و براى شخم زدن رام نشده است و زراعتى را هم آب نداده است و . . . . آنها با زحمت بسيار گاوى را با اين خصوصيات يافتند و پس از ذبح ، به دستور موسى جزئى از بدن گاو را به مقتول زدند و بدين ترتيب ، فرد مقتول زنده شد و قاتل خود را معرفى كرد . بدين وسيله يكى ديگر از مشكلات بنى اسرائيل به كمك موسى و با هدايت خداى سبحان حل شد . قرآن كريم پس از نقل داستان ، براساس روش خاص خود ، به يكى از اصول اساسى اعتقادى در مكتب انبياى الهى اشاره مىكند و بار ديگر مردم را به تفكر و تأمّل فرامىخواند : كَذلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . ( بقره : 73 ) اينگونه خداوند مردگان را زنده مىكند و آيات خود را به شما نشان مىدهد ، شايد بينديشيد . سرانجام ، حضرت موسى ( ع ) در 120 سالگى ، « 3 » پس از عمرى تلاش و مجاهدت در راه هدايت مردم و مبارزه با شرك و بتپرستى ، دار فانى را وداع كرد ؛ اما بنى اسرائيل همچنان به ناسپاسى در برابر نعمتهاى الهى ادامه دادند و پيامبران بعد از موسى را نيز به رنج و سختى انداختند و حتى گروهى از آنان را كشتند . در دوران بعد نيز يهوديان از حضرت عيسى ( ع ) و
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 67 . ( 2 ) . همان ، آيهء 68 . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 13 ، ص 372 .