ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
66
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
شرط كه كمشتكين را از شهر براند . خليفه المستظهر باللّه نيز او را از بغداد به نهروان راند . صدقه نيز به حله باز گرديد و در بغداد بار ديگر به نام سلطان محمد خطبه خوانده شد . كمشتكين قيصرى به واسط رفت و در آنجا به نام بركيارق خطبه خواند . سپاهيان او نواحى اطراف شهر را غارت كردند . صدقه و ايلغازى برفتند و او را از واسط بيرون كردند . كمشتكين نيز به دجله تحصن كرد . صدقه بار ديگر آهنگ قتال او كرد ياران كمشتكين از او برميدند و او خود نيز نزد صدقه آمد و امان خواست . صدقه امانش داد و اكرامش نمود كمشتكين نزد بركيارق باز گرديد . در واسط نيز بار ديگر به نام سلطان محمد خطبه خوانده شد و پس از او به نام صدقه و ايلغازى و هر يك فرزند خود را در بغداد نهادند . ايلغازى به بغداد رفت و صدقه به حله . صدقه پسرش منصور را با ايلغازى نزد خليفه المستظهر فرستاد تا خشنودى او را جلب كند ، زيرا به سبب آن اعمال كه از صدقه سر زده بود خليفه بر او خشم گرفته بود . جنگ پنجم ميان بركيارق و محمد پسران ملكشاه چون سلطان محمد بن ملكشاه از بلاد گنجه و اران بيرون آمد امير غزغلى را به جاى خويش در آنجا نهاد . غزغلى با جماعتى از سپاهيان در گنجه ماند و خطبه به نام سلطان محمد را در تمام آن اعمال از زنجان تا آخر آذربايجان بر پاى مىداشت . چون سلطان محمد در اصفهان به محاصره افتاد غزغلى با منصور بن نظام الملك و محمد پسر مؤيد الملك بن نظام الملك از آنجا به ياريش آمدند . اينان چون در سال 495 به رى رسيدند ، آنجا را در تصرف آوردند و با سلطان محمد به هنگامى كه از اصفهان بيرون آمده بود ، در همدان ديدار كردند . ينال پسر انوشتكين و برادرش على نيز با او بودند . همه در همدان اقامت كردند . در اين حال خبر رسيد كه بركيارق به سوى همدان در حركت آمده است . سلطان محمد آهنگ شروان كرد و خود را به آذربايجان رسانيد . مودود بن اسماعيل بن ياقوتى كه بركيارق پيش از اين پدرش اسماعيل را كشته بود نزد سلطان محمد رسول فرستاد . خواهر مودود زوجهء سلطان محمد بود و بخشى از آذربايجان در قلمرو فرمان او بود مودود از سلطان محمد خواست كه او را يارى كند تا انتقام خون پدر از بركيارق بستاند . سلطان محمد نزد او رفت قضا را مودود در ماه ربيع الاول سال 496 بمرد و سپاهيان او به سلطان محمد پيوستند و از آن جمله بود يكى سقمان قطبى [ 1 ] و يكى محمد بن باغيسيان كه پدرش فرمانرواى انطاكيه بود و ديگر قزلارسلان بن سبع احمر . بركيارق لشكر بر سر ايشان برد . در يكى از روزهاى نبرد سلطان بركيارق از عقب بر سلطان محمد حمله كرد . محمد و يارانش بگريختند . محمد به ارجيش [ 2 ] از اعمال خلاط رفت . امير على فرمانرواى ارزن الروم به او پيوست و محمد با او به آنى [ 3 ] رفت . فرمانرواى آنى منوچهر برادر فضلون روادى
--> [ ( 1 ) ] متن : سقمان القطى . [ ( 2 ) ] متن : ارفيش . [ ( 3 ) ] متن : اصفهان .