ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

62

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

چون ابو المحاسن از جهان برفت بركيارق پس از او خطير الملك ابو منصور محمد بن حسين ميبدى را به وزارت خويش برگزيد . او پيش از اين وزير سلطان محمد بود . سلطان محمد او را به حفاظت يكى از دروازه‌ها گماشته بود . امير ينال بن انوشتكين او را گفت كه ما در رى بوديم تو ما را به همدان كشيدى و تعهد كردى كه هزينه‌هاى اين لشكركشى را بپردازى اكنون آن مال ادا كن وزير گفت : چنين خواهم كرد و شب هنگام از دروازه خارج شد و به شهر خود رفت و در دژ موضع گرفت . بركيارق لشكر بر سر او فرستاد و در محاصره‌اش گرفت تا امان خواست و به هنگام قتل الاعز ابو المحاسن نزد او آمد . بركيارق نيز او را به وزارت خويش به جاى وزير مقتول برگزيد . و اللّه تعالى اعلم بغيبه . حركت فرمانرواى بصره به شهر واسط و بازگشتنش از آن فرمانرواى بصره در اين عهد اسماعيل بن ارسلانجق [ 1 ] بود . در ايام ملكشاه شحنگى رى با او بود . او به هنگامى به اين مقام منصوب شد كه مردم رى همواره در اغتشاش بودند و واليان از نظم امور آنجا عاجز شده بودند . اسماعيل به خوبى از عهدهء كار بر آمد . خون بسيارى را ريخت تا كارها به صلاح آمد . آنگاه سلطان بركيارق بصره را به اقطاع امير قماج داد . امير قماج اسماعيل را به نيابت خود به بصره فرستاد . زيرا امير قماج از بركيارق دور نمىشد . چندى بعد امير قماج از بركيارق جدا شد و به خراسان رفت . اين امر سبب شد كه اسماعيل در بصره خودكامگى پيش گيرد و عصيان كند . مهذب الدولة بن ابى الخير از ناحيهء بطيحه و معقل بن صدقه بن منصور بن الحسين اسدى از ناحيهء جزيرهء دبيسيه با سپاه و چند كشتى به گوشمال او رفتند . در مطارا ميانشان نبرد افتاد معقل بن صدقه با تيرى كه بر او آمد كشته شد و مهذب الدولة بن ابى الخير به بطيحه باز گرديد و اسماعيل كشتيها را تصرف كرد . اين واقعه در سال 491 اتفاق افتاد . آنگاه مهذب الدولة بن ابى الخير از گوهر آيين يارى خواست . او نيز ابو الحسن هروى و عباس بن ابى الخير را به ياريش فرستاد . در اين نبرد نيز اسماعيل پيروز شد و آن دو را اسير كرد و كارش در بصره بالا گرفت . اسماعيل در ابله دژى بنا نهاد و دژى در ساحل در برابر مطارا . سپس اندكى از مالياتها فرو كاست و قلمروش روى در گسترش نهاد . و اين پيروزيها در ايامى بود كه پادشاهان سرگرم فرو نشاندن فتنه‌ها بودند . اسماعيل ميسان [ 2 ] را نيز تصرف كرد و بر متصرفات خويش بيفزود . در سال 495 طمع در واسط بست زيرا يكى از افراد سپاه واسط نوشته بود كه اگر بيايد شهر را به او تسليم خواهد كرد . او نيز با چند كشتى به سوى نهرابان [ 3 ] در حركت آمد و چند روز در جانب شرقى خيمه زد . لشكر واسط نيز در برابر او خيمه زد . مردم شهر به پيامهاى او وقعى

--> [ ( 1 ) ] متن : اسماعيل بن ارسلان . [ ( 2 ) ] متن : مسبار . [ ( 3 ) ] متن : نعماجار .