ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
52
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بلاد خود را به ضمانت گرفت و بار ديگر گنجه به او باز گردانيده شد . فضلون چون نيرومند شد سر به شورش برداشت . ملكشاه امير بوزان را بر سر فضلون فرستاد . بوزان آن بلاد را از فضلون بستد و اسيرش كرد . فضلون در سال 484 در بغداد بمرد . ملكشاه بلاد او را به چند تن از جمله باغيسيان فرمانرواى انطاكيه به اقطاع داد . چون باغيسيان از دنيا رفت پسرش بر سر قلمرو پيشين پدر باز گرديد . سلطان بركيارق گنجه و اعمال آن را چنان كه گفتيم در سال 486 به محمد اقطاع داد . مؤيد الملك عبيد اللّه بن نظام الملك نزد امير انر بود . او را برانگيخت تا عليه سلطان بركيارق عصيان كند . چون انر كشته شد نزد ملك محمد رفت و او را به عصيان عليه برادرش ترغيب كرد و دست يافتن به سلطنت را در چشم او بياراست . محمد نيز چنين كرد و به نام خود خطبه خواند و مؤيد الملك را به وزارت خويش برگزيد . اين وقايع با قتل مجد الملك بلاسانى كه بر امور دولت بركيارق استيلا داشت مصادف افتاد . سپاهيان بركيارق از او برميدند و به محمد گرايش يافتند و همه به سوى رى در حركت آمدند بركيارق پيش از اينان خود را به رى رسانيده بود امير ينال پسر انوشتكين حسامى [ 1 ] از اكابر امرا و عز الملك منصور بن نظام الملك به او پيوستند و چون شنيد كه برادرش محمد به رى مىآيد به اصفهان بازگشت ولى مردم او را از ورود به شهر منع كردند . بركيارق بناچار به خوزستان رفت و محمد رى را بگرفت . اين واقعه در ماه ذو القعدهء سال 492 اتفاق افتاد . چون محمد به رى در آمد ديد كه زبيده مادر بركيارق ، با پسر خود نرفته بود و مؤيد الملك او را در قلعه به زندان كرده بود و اموالش را مصادره نموده بود ، سپس او را خفه كرده بود ، جمعى از يارانش او را از اين كار منع كرده بودند ولى او در گوش نگرفته بود . چون كار سلطان محمد بالا گرفت ، سعد الدوله گوهر آيين شحنهء بغداد نزد او رفت . او از سلطان بركيارق رميده بود . گوهر آيين و كربوقا فرمانرواى موصل و جكرمش صاحب جزيرهء ابن عمر و سرخاب بن بدر صاحب كنگور [ 2 ] همدست شده به سوى سلطان محمد در حركت آمدند . او را در قم ديدند . سلطان بر آنها خلعت پوشانيد و گوهر آيين را به بغداد باز گردانيد تا با خليفه گفتگو كند تا به نام او در خطبه بخوانند . در بغداد در روز جمعهء هفدهم ذو الحجه سال 492 به نام او خطبه خواندند و خليفه او را غياث الدين [ 3 ] و الدنيا لقب داد . كربوقا و جكرمش نيز با سلطان محمد به اصفهان رفتند . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . كشته شدن بلاسانى مجد الملك ابو الفضل اسعد [ 4 ] بن محمد در دولت بركيارق ، صاحب فرمانى نافذ بود .
--> [ ( 1 ) ] متن : الحامى . [ ( 2 ) ] متن : كنكسون . [ ( 3 ) ] متن : حياة الدين . [ ( 4 ) ] متن : سعد .