ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
806
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
كه در اين فتح حاصل كرده بود طلب داشت و سليمان به دو پاسخى درشت داد و ميانشان فتنه افتاد . مسلم بن قريش ، سپاهيان عرب و تركمان را با اميرشان جبق به يارى خواست و به جنگ سليمان رهسپار انطاكيه شد . چون تركمانان با سليمان روياروى شدند عصبيت تركى در آنان به جوش آمد و از مسلم بن قريش بريدند و به سليمان پيوستند . لشكر مسلم بن قريش منهزم و او خود كشته شد . تركمانان در ايام خاندان قطلمش در بلاد روم در نواحى جبال و سواحل اقامت گزيدند . چون مغولان بلاد روم را گرفتند بنى قطلمش را در مقام خويش ابقا كردند . سپس ركن الدين قلج ارسلان پس از آنكه برادرش بر او غلبه يافت و او به قسطنطينيه گريخت بر آن نواحى امارت يافت . امراى تركمان در آن ايام يكى محمد بك بود و برادرش الياسبك و دامادش علىبك و خويشاوندشان سونج . ظاهرا ايشان از فرزندان جبق باشند . اين برادران بر ركن الدين بشوريدند و نزد هلاكو كس فرستادند و اظهار فرمانبردارى كردند و خواستند تا برايشان منشور امارت و علم فرستد - چنان كه عادت ايشان بود - و نيز شحنهاى از مغول به بلاد ايشان فرستد هلاكو اجابت كرد و آنان را منشور فرمانروايى داد . سپس هلاكو نزد امير محمدبك فرستاد و او را فراخواند ولى او عدر آورد و از رفتن سر برتافت . هلاكو شحنهاى را كه در بلاد روم بود و نيز قلج ارسلان را اشارت كرد كه او را گوشمال دهند . آن دو برفتند و چون با او جنگ در پيوستند دامادش علىبك از او ببريد و نزد هلاكو رفت . هلاكو مقدم او را گرامى داشت و او را به جاى محمدبك امارت بخشيد . چون محمدبك با آن سپاه روبرو شد پايدارى نيارست و راه گريز بسته يافت . اين بود كه نزد قلج ارسلان شتافت و از او امان خواست و او امانش داد . محمدبك همراه او به قونيه رفت . در آنجا فرمان كشتنش را دادند و كشته شد . دامادش علىبك بر تركمانان امارت يافت و لشكر مغول نواحى بلاد روم را تا استنبول فتح كرد . ظاهرا آل عثمان ، ملوك آن بلاد در اين روزگار از اعقاب علىبك يا يكى از نزديكان او باشند . شاهد اين مدعا اين است كه اين فرمانروايى در مدت اين صد سال همچنان در ميان ايشان بوده است . چون دولت مغول در بلاد روم منقرض شد و بنى ارتنا در سيواس و اعمال آن به حكومت رسيدند اين تركمانان ، آن سوى دربندها تا خليج قسطنطينيه را تصرف كردند . پادشاهشان در شهر بورسه كه در آن نواحى بود فرود آمد . او را اورخان بن عثمان جبق مىگفتند . او بورسه را دار الملك خود قرار داد ، ولى از چادرها به كاخها نرفتند . بلكه همچنان در آن جلگههاى اطراف شهر در چادر زندگى مىكردند . پس از اورخان بن عثمان ، پسرش مرادبك به سرورى رسيد و در بلاد مسيحيان در آن سوى خليج به پيشروى پرداخت و آن بلاد را تا نزديك خليج بنادقه ( و نيز ) و جبال جنوا