ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

804

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

ابو سعيد با نايب خويش امير چوپان دل بد كرد و او را بكشت . خبر به پسرش دمرداش در بلاد روم رسيد . مضطرب شد و با امرا و لشكر خود به مصر گريخت . سلطان او را بگرمى و اكرام بپذيرفت . رسولان ابو سعيد از پى او بيامدند و به سبب سعى او در ارتكاب فساد و برانگيختن آتش فتنه‌ها ، خواستار اجراى حكم خدا در حق او شدند . مصريان نيز گفتند در عوض بايد قراسنقر كه نيز در شام چنان كارهايى كرده است مجازات شود . قراسنقر را كشتند ، دمرداش نيز در مصر كشته شد . هر دو به كيفر اعمال خويش رسيدند . چون دمرداش از بلاد روم به مصر گريخت يكى از امراى خود ، ارتنا ، را كه نوير ناميده مىشد و نامى چون نام شهزادگان داشت بر جاى نهاد . ارتنا نزد ابو سعيد كس فرستاد و اظهار فرمانبردارى نمود . ابو سعيد نيز او را بر بلاد آن طرف امارت داد . او در سيواس فرود آمد و آن را كرسى مملكت خويش قرار داد . چندى بعد حسن بن دمرداش در تبريز قدرتى يافت و ارتنا با او بيعت كرد . سپس بيعت او بشكست و با الملك الناصر صاحب مصر باب مكاتبه گشود و به فرمان او در آمد . الملك الناصر نيز براى او منشور امارت فرستاد و خلعتش داد . سحن بن دمرداش لشكر گرد آورد و رهسپار سيواس شد تا او را گوشمال دهد . ارتنا به جنگ او آمد و در صحراى كسينوك ( ؟ ) با او نبرد كرد . منهزمش ساخت و جماعتى از امرايش را اسير كرد . اين واقعه در سال 744 اتفاق افتاد . بعد از اين پيروزى دولت ارتنا قوت گرفت و حسن بن دمرداش از دست يافتن به او عاجز آمد . تا در سال 753 درگذشت . اما فرزندان او را كه بعد از او آمده‌اند من نمىدانم كداميك از آنها به فرمانروايى رسيده و از ترتيب آن نيز بىخبرم . تنها در اخبار ملوك ترك ديده‌ام كه سلطان در سال 766 به نايب حلب فرمان داده كه لشكر به يارى محمد بن ارتنا برد . او نيز لشكر برده و محمد بن ارتنا پيروز شده است . ارتنا و فرزندانش بر بلاد روم فرمان مىراندند تا آنگاه كه تركمانان ، سيس و اعمال آن را از بلاد ارمن جدا كردند و پس از آن بنى دولغادر بر آن مستولى شدند و تا به امروز دست ايشان است . چون در سال 752 سماروس از امراى ترك سر به مخالفت برداشت قراجا پسر دولغادر به ياريش برخاست . سلطان مصر لشكر بر سر او كشيد و جمعش را پريشان نمود و جمعى را از پى او فرستاد تا گرفتند و كشتندش . سلطان در سال 754 لشكرى به طلب قراجا فرستاد . اين لشكر به اباستين رسيد . نايب شهر از آن بگريخت و لشكر مصر همهء آن حوالى را تاراج كرد . نايب شهر نزد محمد بن