ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
793
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
خراسان ازبك خان از خاندان دوشى خان كه پادشاه نواحى شمالى و پايتختش در سراى بود تسلط داشت . شيخ حسن كوچك پس از آنكه ساتىبيك را سرنگون كرد و سليمان خان از اعقاب هلاكو را به خانى برداشت ، اينك از او نيز بيمناك شده به قتلش آورد و خود بتنهايى زمام امور را در دست گرفت . شيخ حسن كوچك پسر دمرداش در سال 744 در تبريز به قتل رسيد و برادرش ملك اشرف را به جاى او نشاندند . سپس شيخ حسن بزرگ نيز در سال 757 در تبريز به هلاكت رسيد . و اللّه تعالى اعلم . اويس بن شيخ حسن چون شيخ حسن بزرگ در بغداد درگذشت پسرش اويس به جايش نشست . ملك اشرف پسر دمرداش چوپانى در تبريز بود . پادشاه ناحيهء شمالى جانى بيك پسر امير ازبك در سال 758 لشكر بياورد و تبريز را از او بستد و به خراسان بازگرديد و پسر خود را به جاى خود در تبريز نهاد . نام اين پسر بردى بيك بود . در راه كه مىرفتند جانى بيك را امرايش بند برنهادند و نزد پسرش رسول فرستادند و او را به گرفتن تخت پدر تحريض كردند . او شتابان در حركت آمد و تبريز را به عامل خود اخىچوق [ 1 ] سپرد . اويس صاحب بغداد بيامد و تبريز را از او بستد ولى اخىچوق بار ديگر تبريز را در تصرف خويش آورد و در آنجا ماند . در اين احوال امير مبارز الدين مظفرى از اصفهان به آذربايجان لشكر كشيد و آنجا را در تصرف آورد و اخىچوق را بكشت و عراق عجم و تبريز و تستر و خوزستان را از آن خود نمود . سپس او يس برفت و تبريز را از امير محمد بن مظفر بستد و ضميمهء قلمرو خود ساخت و به بغداد بازگرديد . و چون كارش بالا گرفت بر تخت نشست اويس در سال 776 هلاك شد . چون سلطان اويس بمرد پسر او حسين را به جاى پدر نشاندند . اويس را پنج پسر بود : حسن و حسين و على و ابو يزيد و احمد . وزير او زكريا [ امير شمس الدين ] و مدبر امور دولتش امير عادل آقا بود و از اقطاعات او شهر سلطانيه بود . پس از اويس دولتمردان او با پسرش حسين ، در تبريز بيعت كردند و پسر ديگر او شيخ حسن را كشتند و گفتند پدر به قتل او وصيت كرده است . شيخ على بن اويس در بغداد بود ، به فرمان برادرش حسين درآمد . پيرعلى بادك [ 2 ] از امراى ايشان نيابت تستر و خوزستان را داشت . او نيز با حسين بيعت كرد . بر تبريز زكريا
--> [ ( 1 ) ] متن : اخبجوج . [ ( 2 ) ] متن : قنرعلى بادك .