ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
788
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
سپس به دمشق راند و شهر را بگرفت و براى تصرف اموال قلعه را محاصره نمود . دفاع از قلعه را المنصور ، علاء الدين سنجر به عهده داشت و نيك پايدارى كرد . غازان خان همهء اطراف قلعه را ويران كرد . از جمله دار السعاده و ايوان ملك نيز ويران شدند . غازان خان از دمشق لشكر به حلب راند . حلب را بگرفت . قلعهء حلب مقاومت مىورزيد . لشكرهاى او در اطراف بلاد دست به قتل و غارت مىزدند . چنان كه دامنهء اين قتل و غارتها به غزه نيز كشيده شد . چون در تصرف قلاع شام به جايى نرسيد به ديار خود بازگرديد و قتلغشاه را با لشكرش براى نگهدارى شهر و محاصرهء قلعه بر جاى گذشت و يحيى بن جلال الدين را نيز براى گرد آوردن اموال . غازان خان ، قفچاق را نيابت دمشق و بكتمر را نيابت حلب و حمص و حماة داد . الملك الناصر به شام بازگشت و نخست باب عطا بر لشكريان بگشود و نواقص را بر طرف ساخت . بر مقدمه بيبرس [ 1 ] چاشنيگير و سلار سرپرست كشورش را روان داشت . اينان به صالحيه فرود آمدند . قفچاق و بكتمر نايبان دمشق و حلب امان خواستند و بار ديگر به اطاعت سلطان مصر درآمدند . بيبرس چاشنيگير و سلار بر شام مستولى شدند . و قتلغشاه به عراق بازگرديد . غازان خان در سال 699 [ 2 ] بار ديگر آهنگ شام نمود و از فرات بگذشت و در رحبه فرود آمد و به مردم شام نامهاى خدعهآميز نوشت . قتلغشاه را پيش فرستاد . او به قدس حمله كرد . قبايل تركمان در آنجا بودند . بر سپاه او دستبردى دليرانه زدند و در همانجا بماندند . الملك الناصر در سوم شعبان همان سال از مصر برسيد . با قتلغشاه در مرج الصفر مصاف داد و پس از جنگى سخت او را منهزم نمود و از پى او براند . چون شب فرا رسيد مغولان بر سر كوهى شدند كه بر سر راهشان قرار گرفته بود . مسلمانان تا بامداد به حراست پرداختند . عاقبت از هر سو شمشير در آنان نهادند . مغولان كه مىگريختند به زمينى گلناك افتادند و از نهر دمشق سيلابها راه بر ايشان ببست و جز اندكى از ايشان رهايى نيافت . بقاياى لشكر شكست خورده نزد غازان خان كه در حوالى گيلان بود رسيد . غازان بيمار شد و در ماه ذو الحجهء سال 703 درگذشت . گويند كه او از شدت اندوه مرد . و اللّه تعالى اعلم بالصواب . خربنده پسر ارغون خان چون غازان هلاك شد برادرش خربنده جانشين او گرديد . او در آغاز پادشاهى به دين اسلام درآمد و محمد ناميده شد و غياث الدين لقب گرفت . خربنده قتلغشاه را به نيابت سلطنت
--> [ ( 1 ) ] متن : سرمز . [ ( 2 ) ] متن : 692 .