ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

774

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

چون ازبك پسر طغرلجاى درگذشت پسرش جانى بيك به جاى او قرار گرفت . ابو سعيد پيش از اين مرده بود و از او فرزندى باقى نمانده بود . جانشين او در عراق امير شيخ حسن بزرگ از دخترزادگان اباقا پسر هلاكو بود . و باقى مملكت او ميان امراى ديگر تقسيم شده بود . جانى بيك بار ديگر لشكر به خراسان آورد تا در سال 758 سراسر آن را تصرف كرد . سپس به آذربايجان و تبريز لشكر برد . امير حسن كوچك پسر تيمورتاش بن چوپان و برادرش اشرف فرمان مىراندند . و ما بعد از اين از اخبار آنان سخن خواهيم گفت . جانى بيك با لشكر خويش بدان ادعا كه پيش از اين در باب تبريز و مراغه داشتند به آذربايجان آمد و بر تبريز استيلا يافت سپس پسر خود بردى بيك را بر تبريز گماشت و خود به خراسان [ 1 ] بازگرديد ، ولى در راه بيمار شد و بمرد . بردى بيك پسر جانى بيك جانى بيك به هنگام بازگشت از تبريز به خراسان بيمار شد . دولتمردان او به پسرش بردى بيك خبر بردند . پدر او را به جاى خود در تبريز نهاده بود و اميرى را به سرپرستى او گماشته بود . براى بيك شتابان به ميان قوم خود رفت . چون به سراى رسيد پدرش جانى بيك مرده بود . او را به جاى پدر نشاندند و او به استقلال به فرمانروايى پرداخت . بردى بيك پس از سه سال فرمانروايى درگذشت . غلبهء ماماى بر مملكت سراى چون بردى بيك بمرد پسرى خردسال از او بر جاى ماند به نام تغتمش . خواهر او ، دخت بردى بيك ، زن يكى از امراى مغول بود به نام ماماى . ماماى زمام امور دولت او را در دست داشت و شهر قرم ( كريمه ) در قلمرو او بود . در اين روزها ماماى در كريمه مىزيست و جمعى از امراى مغول در ولايات در نواحى سراى پراكنده بودند . آنان هر يك ادعايى داشتند و در قلمرو خود خواهان استقلال بودند . حاجى چركس در ناحيهء حاج طرخان و اهل خان در قلمرو خود و ايبك خان نيز در قلمرو خود داعيهء استقلال داشتند . همهء اينان را امراى مسيره ( سيراردو ؟ ) مىگفتند . چون بردى بيك هلاك شد و دولت منقرض گرديد و اين نواحى دعوى استقلال كردند ماماى به كريمه درآمد و كودكى از فرزندان ازبك خان به نام عبد اللّه را برگرفت و به سراى رفت . تغتمش از آنجا بگريخت و به مملكت اروس خان [ 2 ] در ناحيهء جبال خوارزم پيوسته به

--> [ ( 1 ) ] متن : خوزستان . [ ( 2 ) ] متن : ارض خان .