ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
763
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
قوبيلاى و هلاكو به مقر سلطنت بفرستاد و بركه برادر خود را نيز با صد هزار سپاهى روان نمود تا او را بر تخت خانى بنشاند . بركه چون از بخارا بازمىگشت با شيخ سيف الدين الباخرزى از اصحاب نجم الدين پيشواى صوفيان ديدار كرد و بر دست او اسلام آورد . و رشتهء صحبت او با شيخ مستحكم شد . شيخ او را ترغيب كرد كه فرمانبردارى خليفه المستعصم باللّه از دست ننهد و با او بيعت كند و همواره در صلح به سر برد . ميان باتو و خليفه المستعصم باللّه نيز رسولان به آمد و شد بودند و رشتههاى مودت استوار بود . چون منگو قاآن بر تخت خانيت نشست فرزندان جغاتاى عم خود را امارت ما وراء النهر داد و وصيت چنگيزخان را در حق پدرشان اجرا كرد . جماعتى از مردم قزوين و بلاد جبل نزد او آمدند و از زيان و فساد اسماعيليان شكايت كردند . منگو قاآن برادر خود هلاكوخان را به قتال و قمع ايشان و بر كندن قلاعشان نامزد كرد و هلاكوخان بدين قصد بسيج لشكر كرد . هلاكو خان چون عزم سفر كرد از برادر خود منگو قاآن خواست كه اجازت دهد به اعمال و قلمرو خليفه نيز تعدى كند . منگوقاآن نيز اجازت داد . چون بركه از اين امر خبر يافت ، برادر خود باتو را كه تخت پادشاهى را به منگوقاآن سپرده بود : ملامت كرد . و اين به سبب دوستى ميان او و المستعصم باللّه بود و اين دوستى به وصيت شيخ سيف الدين الباخرزى پديد آمده بود . با تو نزد هلاكو كس فرستاد و او را از اين كار منع نمود و گفت به ساحت خلافت تعدى نكند . رسولان باتو به هنگامى كه هلاكو هنوز در ما وراء النهر بود به دو رسيدند . هلاكو نيز چند سال در اين كار درنگ كرد تا با تو از جهان برفت و بركه به جاى او نشست . هلاكو بار ديگر از برادر اجازت طلبيد . منگوقاآن اجازت داد . هلاكو براى قمع اسماعيليان و تعدى به قلمرو خلافت لشكر در حركت آورد . اسماعيليان را سركوب كرد و قلعههايشان را بگشود و كشتار بسيار كرد و مردم همدان را نيز كشتار كرد زيرا مىگفت اينان به بركه و برادرش با تو گرايش دارند . هلاكو لشكرى به دشت قفچاق فرستاد براى سركوبى بركه . از آن سوى نيز بركه با لشكرى گران بيامد . دو لشكر بر هم زدند . در اين نبرد جمع كثيرى از سپاه هلاكو كشته شد . چنان كه هلاكو آهنگ گريز نمود . رود كرميان دو لشكر حايل شد و هلاكو بازگشت و آتش دشمنى ميان دو فريق همچنان شعلهور بماند . هلاكو به سوى بغداد روان شد و آن حادثهء مشهور به وقوع پيوست كه ما در اخبار دولت او بدان خواهيم پرداخت . در كتاب ابن فضل اللّه به نقل از شمس الدين اصفهانى آمده است كه هلاكو در پادشاهى