ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

738

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

درآورد . فرمانرواى آن بلاد پسران امير مظفر يزدى بودند . پس از جنگهايى ملوكشان هلاك شد و جمعشان پريشان گرديد . فرمانرواى بغداد سلطان احمد بن اويس نزد او رسول فرستاد با هدايا و تحف ولى سودى به حالش نداد . احمد بن اويس به انواع ، لطايف الحيل مىآورد و رسولان مىفرستاد شايد تيمور را از آن بلاد منصرف كند . عاقبت عزمش سست شد و لشكريانش پراكنده شدند و تيمور با شتابى تمام عازم بغداد شد تا به دجله رسيد . چون خبر به سلطان احمد رسيد همان شب از شهر بگريخت و از جسر دجله بگذشت و صبح به مشهد على ( ع ) پناه برد . امير تيمور و سپاهيانش روز بيست و يكم شوال سال 795 در كنار دجله بودند . شناكنان از آب گذشتند و بر بغداد غلبه يافتند . امير تيمور از پى احمد بن اويس لشكر فرستاد . آنها به بازماندگان از لشكرش دست يافتند . چون جسر را بريده بود خود را بر آب زدند و در مشهد على ( ع ) او را يافتند . احمد بر لشكر تيمور حمله كرد و اميرى را كه از پى او آمده بود بكشت . آنان پس از آنكه همهء اموال و بنه و چارپايان و ذخاير او را گرفتند بازگشتند . احمد به رحبه در حوالى شام رفت و در آنجا از شر دشمن بياسود . نايب حلب ، سلطان برقوق را از سرگذشت او آگاه كرد . سلطان يكى از خواص خود را نزد او فرستاد و برايش مال و آذوقه گسيل داشت تا خود را به حلب برساند . و او در آخر ماه ذو القعده به حلب رفت و در آنجا آرام گرفت . در حلب بيمار شد و رفتن به مصر نتوانست . در حلب خبر يافت كه امير تيمور همهء دارايى او را غارت كرده و ذخايرش را تصاحب كرده و مردم بغداد را از غنى و فقير مصادره كرده آنچنانكه همه نيازمند شده‌اند . و در اثر آشوب و غارت و كشتار او بغداد به بيابانى بىآب و علف مىماند . چون احمد بن اويس شفا يافت ، در ماه ربيع الاول سال 796 نزد سلطان برقوق به مصر آمد و از او يارى خواست تا ملك از دست رفته فراچنگ آرد و از دشمن خويش انتقام بكشد . سلطان به فرياد او رسيد و ندا داد كه لشكريانش براى حركت به شام آماده شوند . چون تيمور بر بغداد غلبه يافت رهسپار تكريت شد و چهل روز شهر را در محاصره داشت تا مردم تسليم حكم او شدند . تيمور خلق بسيارى را كشت سپس شهر را سراسر ويران نمود . آنگاه لشكريان او از ديار بكر تارها پراكنده شدند . تصرف رها ساعتى بيش مدت نگرفت . نعمت مردم به محنت مبدل شد و همه سر در بيابانها نهادند . خبر تصرف تكريت و رها به سلطان برقوق رسيد . در ريدانيه خيمه زد و چند روز براى رفع نقايص لشكر درنگ كرد و مماليك خود را عطا داد و لشكر خود را از هر صنف جنگجو بياراست . مودود را به نيابت در قاهره نهاد و همچنان با لشكر آراسته راهى شام شد . احمد بن اويس فرمانرواى بغداد نيز در خدمت