ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
736
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
قماشها و اسبها و مماليك و آذوقه بنواخت و اجازه داد از زادراه و علوفه بيش از حد كفايت در اختيار او قرار دهند . پس از يك ماه كه اين كاروان عازم مكه بود ، چنان برآمد كه عنان بن مغامس آهنگ گريز دارد . سلطان او را بگرفت و در قلعه حبس كرد . على بن عجلان به مكه رفت و چند تن از شريفان را در بند كشيد تا كار دولتش به استقامت آمد ، ولى پس از چندى از ايشان فريب خورد و آزادشان نمود . آنان بگريختند و سر به فرمان او ننهادند و از آن پس اوضاع مكه بار ديگر به هم خورد و فساد و تباهى همه جا را گرفت . تا اين زمان على بن عجلان همچنان فرمانرواى مكه است . و اللّه غالب على امره انه على كل شىء قدير . رسيدن قبايلى از تاتار و سلطانشان نزد فرمانرواى بغداد و استيلاى ايشان بر بغداد و حركت سلطان با لشكر خود به سوى او اين تاتاران از شعوب تركاند كه همهء مشرق زمين را از چين تا ما وراء النهر و خوارزم و خراسان و سجستان و كرمان در جنوب خراسان و بلاد قفچاق و بلغار را در شمال آن و جزيره و بلاد روم را تا حدود فرات گرفته بودند . اينان چنان كه در اخبارشان آورديم چند بار به شام حمله كردند و ما ان شاء اللّه باز هم در اخبارشان خواهيم آورد . نخستين كسى كه از اينان خروج كرد در سالهاى 610 بود و او بر همهء اين ممالك مستولى شد . سپس دولتش ميان پسرانش تقسيم شد . فرزندان دوشى خان صاحب بلاد قفچاق و سراسر شمال شدند و فرزندان هلاكو پسر تولى خان خراسان و عراق و فارس و آذربايجان و جزيره و روم را در تصرف داشتند و فرزندان جغتاى [ 1 ] خوارزم و متعلقات آن را . اين سه دولت تا اين عهد مدت صد و هشتاد سال است كه بر دواماند . البته دولت فرزندان هلاكو در سال چهلم اين قرن [ 2 ] با وفات ابو سعيد آخرين ايشان منقرض شد و او را جانشينى نبود . كشور او ميان جماعتى از اهل دولتش در خراسان و اصفهان و فارس و عراق عرب و آذربايجان و تبريز و بلاد روم تقسيم شد . دولت فرزندان هلاكو همچنان در افتراق تقسيم بود و ميان اعقاب آنان دست بدست مىگشت تا به كلى از ميان رفت . در اين عصر بر تخت سلطنت بغداد و آذربايجان و جزيره احمد بن اويش بن شيخ حسن ، دخترزاده ارغون خان ، جاى دارد و شرح آن در اخبار دولت تاتار خواهد آمد . در اين روزها در تركستان و بخارا در ما وراء النهر اميرى به نام تيمور ظهور كرده است در ميان جماعاتى از مغول . نسبت خود و قوم خود را به جغاتاى مىرساند و من نمىدانم
--> [ ( 1 ) ] متن : جغطاى . [ ( 2 ) ] مرگ سلطان ابو سعيد در سال 736 بوده است .