ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
733
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
داده شده به قلعه در آمد . اين واقعه نيمهء محرم سال 794 بود و آن روز از روزهاى فراموش ناشدنى بود . روز دهم ورود او خبر مرگ بطا نايب دمشق را آوردند . سودون الطرنطايى را به جاى او نيابت دمشق داد . در نيمهء صفر قرادمرداش الاحمدى را به زندان كرد و او در زندان هلاك شد و طنبغا المعلم را و قردم الحبشى را زندانى كرد . در اواخر صفر خبر آمد جماعتى از مماليك به سردارى اقبغا دواتدار و بزلار قصد آشوب دارند . چون بطا هلاك شد و ياران او پراكنده شدند و بعضى گريختند جمعى از مماليك به قلعهء دمشق هجوم كردند و آن را در تصرف آوردند و زندانها را سوراخ نمودند و زندانيان را آزاد كردند . اينان همه از ياران منطاش و الناصرى بودند و شمارشان به صد مىرسيد . سواران آهنگ شورشيان كردند و سه روز آنان را در محاصره گرفتند . سپس به در قلعه حمله كردند و آن را آتش زدند و به قلعه درآمدند و همه را گرفتند و كشتند . آقبغا دواتدار و بزلار با پنج تن فرار كردند . در اين احوال در آخر ماه شعبان همان سال خبر درگذشت سودون طرنطايى رسيد . سلطان كمشبغا الاشرفى را كه امير مجلس بود به جاى او فرستاد و به جاى كمشبغا امير شيخ الخاصبكى را معين فرمود . پايان . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . كشته شدن منطاش منطاش با سالم دو كارى بگريخت و به سنجار رفت و چندى نزد او بماند سپس از او جدا شده به نعير پيوست و مدتى در احياء او درنگ كرد و دخترى از آنان به زنى گرفت و در نزد آنها ماند . در اول ماه رمضان سال 794 از فرات گذشت و به نواحى حلب رفت . لشكرهايى كه در آنجا بودند او را از آن نواحى براندند و جماعتى از اصحابش را اسير كردند . مخالفت و عصيان نعير به دراز كشيد و يارانش از كم بودن آذوقه ملول شدند و شكايت آغاز كردند . نعير حاجب خود را فرستاد و امان طلبيد و گفت اگر چهار شهر را كه يكى از آنها معره باشد به اقطاع او دهند منطاش را تحويل ايشان دهد . ابو يزيد دواتدار از زبان خود پاسخ موافق نوشت . سپس محمد بن [ قارا ] امير عرب در سال 795 خبر داد كه منطاش در سلميه اقامت دارد و در ميان احياء اوست و تركمانان شيزر نيز همراه او هستند . لشكريان سلطان برفتند و چون با منطاش و يارانش روبرو شدند پس از نبردى آنان را منهزم ساختند . يكى از سواران بر منطاش ضربتى زد و او را به روى زمين افكند ولى بدان سبب كه رويش در پردهاى از خاك و خون پوشيده شده بود شناخته نشد . نعير او را بر ترك اسب خود نشاند و از