ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

721

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

روز ديگر تكا از امير سودون كه مقام نيابت داشت امان خواست . امير سودون امانش داد . امير سودون همراه با تكا و دمرداش القشتمرى و مقبل السيفى امير سلاح نزد بطا آمدند ، بطا امير سودون را اكرام كرد ولى آن ديگران را بگرفت و به زندان فرستاد . سپس امير سودون به مدرسهء حسن رفت . خلق كثيرى براى تماشا جمع شده بودند . از سراى تمر و قطلوبغاى حاجب خواست كه فرود آيند و تسليم شوند . آن دو به امانى كه سودون داده بود فرود آمدند . مردم آهنگ كشتن ايشان نمودند . امير سودون ميان مردم و آن دو حائل شد . هر دو را نزد بطا آورد ، بطا آن دو را نيز به زندان فرستاد . روز جمعه امير سودون سوار شد و در قاهره به گردش آمد و نداى امان داد و خطبه به نام سلطان برقوق كرد . آن روز به نام او خطبه خواندند . بطا فرمان داد زندانها را گشودند و همهء كسانى را كه منطاش با حكام آن دولت زندانى كرده بودند آزاد نمود . حسن بن الكورانى از بيم جان بگريخت . زيرا به خاطر خوشايند بر مماليك سلطان بسيار سخت گرفته بود ولى بطا بر او دست يافت و به زندانش فرستاد . سپس همهء امرايى را كه در مصر و دمياط و فيوم محبوس بودند آزاد كرد . آنگاه الشريف عنان بن مغامس امير بنى حسن در مكه را كه در زندان بود آزاد كرد و همراه برادر خود آقبغا [ 1 ] به نزد سلطان برقوق فرستاد تا او را از آنچه در مصر رفته است آگاه كند . روز يكشنبه بعد ، نامهء سلطان با سيف الدين محمد [ 2 ] بن عيسى العائدى برسيد و خبر داد كه سلطان رهسپار مصر شده و اكنون به رمله رسيده است . اين مرد وظيفه‌اش آن بود كه پيش از رسيدن سلطان در منازل آذوقه و علوفه فراهم مىكرد . سپس آقبغا برادر بطا نيز در روز چهارشنبه هشتم صفر چنين خبرى آورد . آنگاه قاصدان از لشكر سلطان پىدرپى مىرسيدند تا در يازدهم صفر ، سلطان در صالحيه نزول كرد و در سيزدهم صفر به عكرشه رسيد . سلطان روز سه‌شنبه چهاردهم [ 3 ] صفر به ميدان قلعه فرود آمد . خليفه او را منشور سلطنت داد و او بر تخت قرار گرفت . سلطان برقوق امرايى را كه در زندان منطاش در اسكندريه بودند حاضر ساخت در آن ميان اميرانى بودند چون چوپانى و پسر بيبغا و قراد مرداش و ابغا الجوهرى و سودون باق و سودون الطرنطاى و قردمر المعلم . اينان از سلطان پوزش خواستند و سلطان پوزش ايشان بپذيرفت و هر كس را به مقامى كه داشت بازگردانيد . اينال اليوسفى را مقام اتابكى داد و بطا را دواتدار خود نمود و قرقماش و چوپانى را رئيس نوبت ساخت و كمشبغا الخاصگى را امير مجلس گردانيد . و تطلميش را امير آخور و علاء الدين را كه در كرك كاتب سر او بود در مصر چنين مقامى داد و ديگر مراتب و وظايف را ترميم كرد .

--> [ ( 1 ) ] متن : ايبقا . [ ( 2 ) ] متن : سيف بن محمد . [ ( 3 ) ] متن : چهارم .