ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

705

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

بيمناك شد و فرمانبردارى خود از سلطان برقوق را اعلام كرد و از منطاش تبرى جست و دعوت سلطان را در ملطيه آشكار نمود . چون خبر به منطاش رسيد پريشان خاطر شد . سپس به روش خود ادامه داد و همراه قاضى به سيواس رفت . چون به سيواس رسيد و رشتهء كار از دستش رفت فرمانروايان روم از او اعراض كردند و قاضى براى سلطان از توطئه‌اى كه با منطاش طرح ريخته بود عذرهاى مغالطه‌آميز آورد و او را گرفت و محبوس كرد . در سال 793 سلطان برقوق سپاهيان خود را به سردارى يونس دواتدار و قردم رئيس نوبت و طنبغا الرماح امير سلاح و سودون باق از امراى هزاره روانه داشت و به يلبغا الناصرى نيز اشارت كرد . او بيامد و فرمان داد كه وى نيز با لشكر خود با اين لشكر در حركت آيد . نيز با اينال اليوسفى از امراى هزاره دمشق نوشت . او نيز بيامد و اين لشكر گران از جاى بجنبيد . در آن ايام پادشاه مغول در ما وراء النهر و خراسان امير تيمور بود ، از نسل جغتاى او لشكر به عراقين و آذربايجان برد و تبريز را به جنگ بگرفت و در آنجا دست به قتل و غارت زد . تيمور مىخواست بغداد را تصرف كند . اين لشكر در واقع به مقابله با تيمور مىرفت . چون به حلب رسيدند خبر رسيد كه تيمور با لشكر خود براى سركوبى يكى از مخالفان خود به اقصاى ما وراء النهر رفته است . سپاه سلطان راه به جانب سيواس كج كرد و بىآنكه مردم آن نواحى خبر داشته باشند به مرزهاى آن حمله كرد . قاضى در همان حال منطاش را از زندان آزاد كرد . در ايامى كه منطاش در زندان بود قاضى مىكوشيد تا او را هر چه بيشتر از سلطان دور سازد و به خود نزديك كند . منطاش نخست احتياط مىكرد و احتراز مىنمود . تا سرانجام تسليم نظر او شد و به مغولانى كه در بلاد روم بودند پيام داد و خود نزد ايشان رفت و آنان را عليه لشكر سلطان تحريض كرد و گفت اگر سلطان برقوق بيايد پادشاهى و كشور بنى ارتن [ 1 ] ا را از آنان خواهد گرفت . در خلال اين احوال آن لشكر به سيواس رسيد و چند روز آنجا را محاصره نمود و بر مردم شهر سخت گرفت . نزديك بود شهر تسليم شود كه منطاش با اقوام مغول برسيد و بر سپاه مصر زد و بسيارى از آنان را به قتل آورد . يلبغا الناصرى در اين وقايع رشادتها نمود و سپاهيان از درنگ بسيار و نرسيدن به پيروزى و منقطع شدن آذوقه به سبب طى كردن مسافات زياد در بلاد مختلف ملول شده بودند . زمزمهء بازگشت سردادند . بعضى از امرا ميل به بازگشت داشتند . و همچنان در عين تعبيه عقب نشستند . مغولان از پى ايشان مىتاختند . سپاهيان مصر بناگاه بازگشته بر سپاه دشمن زدند و بسيارى را كشتند . عاقبت خود را در نيكوترين حالات به بلاد شام رسانيدند . بدين نيت كه بازگردند و ريشهء فتنه را قطع كنند . و اللّه تعالى اعلم

--> [ ( 1 ) ] متن : ابن اريثا .