ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

700

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

او آمدند . كوچه‌ها از نظارگان پر شد سپس محفلى عظيم براى ورود او تشكيل شد . امير چوپانى در امارت دمشق به استقلال مستقر گرديد و همچنان منظور نظر و عنايت سلطان بود . او نيز شرايط فرمانبردارى و خلوص را به جاى آورد . مردم از اين انتخاب نيكوى سلطان ستايشها كردند . سلطان احمد پسر امير يلبغا را كه امير مجلس بود به جاى امير چوپان فرستاد . و اللّه غالب على امره . هديهء صاحب افريقيه سلطان افريقيه در اين عهد از موحدين بود و از اعقاب امير زكريا يحيى بن عبد الواحد بن ابى حفص الهنتاتى كه در سالهاى 625 بر بنى عبد المؤمن ملوك مراكش فرمان مىراند . نام اين سلطان ، احمد بن محمد بن ابى بكر بن يحيى بن ابراهيم بن ابى زكريا بود . سلسلهء اين ملوك همه همين است . همواره از قديم تا اين عهد ملوك افريقيه حق پادشاهان ترك مصر را مىشناخته‌اند و بر ايشان فضيلت و مزيت قائل بوده‌اند . زيرا خداوند آنان را به دو مزيت برگزيده است يكى وسعت و عظمت كشورشان و يكى ولايت ايشان بر مسجد الحرام و مسجد النبى و خدمت در حرمين شريفين . اين رشتهء مودت گاهگاهى به عللى منقطع مىشد ولى پس از چندى بار ديگر به هم مىپيوست . مرا با اين سلطان خصوصيتى و در مجلس او مكانتى بوده است . چون در سال 784 به اين سرزمين آمدم و در مصر به الملك الظاهر برقوق پيوستم در ديدار نخست دربارهء او از من پرسش نمود . فصلى از اوصاف حميدهء او بيان داشتم كه چگونه دوستدار و ثناگوى اوست و چسان حق او را بر مسلمانان مىشناسد و بخصوص مىداند كه در تسهيل كار و راه حجاج چگونه سعى بليغ مبذول مىدارد و خانهء خدا را براى آنان كه به طواف مىآيند يا در آنجا معتكف مىشوند و راكعان و ساجدان حمايت مىكند . خداوند او را پاداش نيك دهد . در مصر كه بودم شنيدم كه سلطان افريقيه مانع پيوستن زن و فرزند من به من شده است ، زيرا بر مقامى كه در اينجا يافته‌ام غبطه مىخورد و مىخواهد بار ديگر مرا به درگاه خويش برد از سلطان مصر الملك الظاهر برقوق خواستم كه شفاعت كند تا در سفر آنان تسهيلى پديد آيد . سلطان افريقيه شفاعت او بپذيرفت و براى سلطان مصر هداياى گران گسيل داشت . آنچه ما در مغرب داريم كه به عنوان تحفه مىتوان براى ملوك مشرق فرستاد اسبان عربى است . جز اين اسبان هر چه از انواع نفايس و طرف در مغرب وجود دارد ، همانند آنها در نزد اين ملوك بفراوانى يافته شود و قبيح است براى پادشاهان بزرگ هدايايى فرستاد كه در نزد آنان بسيار ريخته شده باشد .