ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
675
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
قدرت يافتن الجاى اليوسفى سپس عصيان او و كشته شدنش چون سلطان الملك الاشرف آثار اجلاب را از دولتش زدود و اندكى بر كارهاى دولت خويش مسلط شد منكلى بغا را از حلب فراخواند و مقام اتابكى داد و امير على ماردانى را از دمشق بياورد و نايب خود قرار داد و الجاى اليوسفى را امير سلاح كرد و اصبغا عبد اللّه را پس از آنكه اجلاب پىدرپى از خود كسانى را به مقام دواتدارى مىگماشتند دواتدار خويش كرد ، ولى پس از چندى بر او خشم گرفت و آقتمر الصباحى را بدين مقام برگزيد . سلطان در ديگر مشاغل دولتى هر كس را كه خود مىخواست برمىگزيد و برمىگماشت . غلام خود ارغون شاه را هر بار به شغلى فراتر مىبرد تا - چنان كه خواهيم گفت - به اتابكى رسانيد . آنگاه بهادر الجمالى را استاد الدار ساخت و سپس امير آخور . او ميان اين دو شغل در گردش بود . تا عاقبت او را در امير آخورى ثابت گذاشت و محمد بن اسقلاس را استاد الدار نمود . يلبغا الناصرى مقام حجابت يافت و پيش از اين متصدى چند شغل ديگر بود . سلطان مادر خود را به الجاى اليوسفى داد و بدين سبب او را در دولت خود بركشيد . روزى دواتدار به او سخنى درشت گفت . عزلش كرد و منكو را به جاى او گماشت . سپس در سال 772 او را نيز عزل كرد و طشتمر العلائى را كه دواتدار بيبغا بود به جاى او معين كرد . الجاى اليوسفى بدين گونه خودكامگى مىكرد . در سال 774 فرستادگان منجك اليوسفى از شام رسيدند و اموالى بىحساب آوردند كه شامل اسبان و اشتران بختى با ساز و جهاز و ديگر اشتران و استران و قماش و انواع حلهها و زيورها و طرايف ديگر چون ظروف بود . حتى در ميان آنها سگان شكارى و درندگان و هيونانى بود كه از نوع آنها ديده نشده بود . سپس فرستادگان قشتمر الماردانى از حلب رسيدند ، آنها نيز اموالى در همين حدود آوردند . و اللّه اعلم . عصيان الجاى اليوسفى و هلاكت او و استبداد الملك الاشرف بعد از او اين دولت بر همين قرار بود ، تا آنگاه كه در اواسط سال 774 اتابك امير منكلى بغا بمرد و الجاى اليوسفى مقام اتابكى را نيز به مقامى كه داشت بيفزود و بدين گونه مرتبتش فراتر شد و در دولت الملك الاشرف زمامدار مطلق گرديد . در خلال اين احوال مادر سلطان كه در حبالهء نكاح او بود درگذشت . از ميراث آن زن ، الجاى نيز سهمى مىبرد ولى لئامت اخلاق او را واداشت كه در باقى اموال نيز طمع ورزد و در اين گير و دار سلطان را سخنان درشت گفت .