ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
673
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
الطازى و ارغون تتر كه همه اميران هزاره يا كمتر از هزاره بودند . اسندمر و ياران او بر امور مملكت و ارادهء سلطان ، چنان كه پيش از اين بودند ، مسلط شدند و به جاى محبوسين از ديگر امرا و اهل وظايف كسانى را برگماشتند . خليل بن قوصون بار ديگر به مقام خويش بازگشت . اسندمر الناصرى ، قشتمر را از طرابلس عزل كرده به اسكندريه زندانى نمود و بسيارى از امراى شام را تعويض كرد . باقى سال به همين منوال گذشت و اجلاب همچنان به سلطان و رعيت تجاوز مىورزيدند . در محرم سال 769 اجلاب به دولت بازگشتند و جمعى از امراى سلطان سوار شده نزد اسندمر آمدند و از امرا شكايت كردند و او را سرزنش نمودند . اسندمر جماعتى از امرا را دستگير كرد و فتنه را پايان داد اين واقعه در روز چهارشنبه ششم صفر بود . روز شنبه بار ديگر اجلاب سوار شدند و ندا به خلع سلطان دادند . سلطان با قريب دويست تن از مماليك خود سوار شد و به مقابله بيرون آمد . عوام نيز آنان را محاصره كردند و سخت به دام افكندند . اسندمر با هزار و پانصد تن از اجلاب چنان كه دفعهء پيش كرده بود ، از پشت قلعه بيرون آمد ولى اين بار خود و يارانش در زير سنگباران عوام قرار گرفتند . ياران اسندمر منهزم شدند . آقبغا السرغتمشى و جماعتى با او نيز دستگير شدند . همه را در خزانه حبس كردند . سپس اسندمر را كه اسير شده بود آوردند . امرا روى شفاعت بر زمين نهادند . سلطان شفاعتشان را بپذيرفت و او را در مقام اتابكيش باقى گذاشت . اسندمر به خانهء خود در كيش [ 1 ] رفت و در آنجا فرود آمد . در خلال اين احوال خليل بن قوصون مقام اتابكى يافته بود . سلطان روز ديگر او را به خانهء اسندمر فرستاد تا او را حاضر آورد ، زيرا او را نيز در اتابكى با او شريك كرده بود . چون خليل به خانهء اسندمر رفت . او را به قيام برانگيخت بدان شرط كه تخت سلطنت را به او دهند زيرا خليل از سوى مادر نسب به الملك الناصر مىرسانيد . جماعتى از اجلاب نيز با آنان يار شدند و در رميله گرد آمدند . سلطان نيز با امراء خود برنشست و به مقابله آمد . آشوبگران منهزم شدند و بسيارى از آنان به قتل رسيدند . و بسيارى نيز اسير شدند . اسيران را به اسكندريه فرستادند تا در زندان نگهداشته شوند . در آنجا اسيران را بر اشتران نشاندند و در شهر گردانيدند . جمعى از ايشان را نيز كشتند . آنگاه به تعقيب باقى اجلاب پرداختند و هر كه را در شهرهاى دور و نزديك يافتند به قتل رسانيدند . از كسانى كه محبوس شدند ، در كرك برقوق العثمانى بود . او پس از اين حوادث به سلطنت مصر رسيد . ديگر بركة الجولانى و طنبغا چوپانى و چركس الخليلى و نعنع بود . اينان همه بىكاره ماندند بعضى در زندان ماندند و بعضى به تبعيد فرستاده شدند . تا چندى بعد بار ديگر مجتمع شدند و ما بدان خواهيم پرداخت .
--> [ ( 1 ) ] متن : كيس .