ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

644

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

وفات مهنا بن عيسى امير عرب در شام و اخبار قوم او اين حى از عرب به آل فضل معروف‌اند . ميان شام و جزيره و نجد از سرزمين حجاز در كوچ هستند و خود را به قبيلهء طى نسبت مىدهند . از حليفان ايشان احيائى از زبيد و كلب و مذحج هستند . در شمار و قوت ، آل مراد بر آنان مىچربند و پندارند كه فضل و مراد پسران ربيعه بوده‌اند و نيز پندارند كه فرزندان فضل دو تيره شده‌اند : آل مهنا و آل على . همهء آل فضل در سرزمين حوران بودند ولى آل مراد بر آنان غلبه يافتند و آنان را از حوران راندند . پس در حمص و نواحى آن فرود آمدند و يكى از حليفان ايشان زبيد ، در حوران سكونت گزيدند و تا به امروز نيز در آنجا هستند و به جاى ديگر نرفته‌اند . گويند كه آل فضل خود را به دربارها نزديك كردند و از سوى آنان بر احياء عرب امارت يافتند و به آنان اقطاعى مىدادند تا راه ميان شام و عراق را امن نگهدارند . رياست آل فضل در اين ايام با بنى مهناست و سلسلهء نسبشان چنين است : مهنا بن مانع بن جديلة بن فضل بن بدر بن ربيعة بن على بن مفرج بن بدر بن سالم بن جصة بن بدر بن سميع و از سميع فراتر نرفته‌اند . عوامشان مىگويند كه سميع همان پسرى است كه عباسه خواهر رشيد از جعفر بن يحيى البرمكى به دنيا آورد و من از اين سخن به خدا پناه مىبرم كه به رشيد و خواهرش چنين نسبتها دهند . يا بزرگان عرب از قبيلهء طى را به موالى عجم يعنى فرزندان برمك منسوب دارند . از ديگر سو اگر اين خاندان را چنين نسبى بود هرگز نمىتوانستند بر اين حى عرب رياست يابند و ما در مقدمهء كتاب در اين باب سخن گفتيم . ابتداى رياست ايشان از آغاز دولت بنى ايوب بود . عماد اصفهانى ( كاتب ) در كتاب « البرق الشامى » [ 1 ] گويد : الملك العادل به مرج دمشق فرود آمد . عيسى بن محمد بن ربيعه شيخ اعراب با جماعتى كثير همراه او بود . پيش از اينان رياست در عهد فاطميان در ميان بنى جراح از قبيلهء طى بود . بزرگ اين خاندان مفرج بن دغفل بن جراح طايى بود و او همان كسى بود كه الپتكين [ 2 ] از موالى آل بويه را هنگامى كه با سرور خود بختيار در عراق منهزم شده بود دستگير كرده نزد العزيز باللّه [ 3 ] آورد و اكرام و اعتبار يافت و در دولت او ترقى كرد . پيوسته مفرج را چنين مقامى بود تا در سال 404 درگذشت . فرزندان او حسان و محمود و على و حران ( ؟ ) بودند . بعد از مفرج پسرش حسان به امارت رسيد و آوازه‌اى عظيم يافت . ميان او و خلفاى فاطمى

--> [ ( 1 ) ] متن : البرق السامى . [ ( 2 ) ] متن : افتكين . [ ( 3 ) ] متن : المعز .