ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
632
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
صرخد فرستاد در اين وقايع ظهورى تمام يافت و از نصيحت و ارشاد بيبرس و سلار دريغ نورزيد و با ايشان به دمشق آمد . آن دو نيز او را نيابت حماة دادند . او همراه با لشكر به غزاى ارمن رفت و در سال 702 به هنگام هزيمت مغولان در كنار الملك الناصر محمد بود و چون به حماة بازگشت بمرد . سلطان پس از او سيف الدين قفجق را امارت داد . او را از سر اقطاعاتش از شوبك فراخوانده بود . الملك الافضل علاء الدين برادر الملك المنصور صاحب حماة در ايام برادرش المنصور مرده بود . از او پسرى بر جاى ماند به نام اسماعيل و ملقب به عماد الدين . او در ايام دولت اين خاندان همه سرگرم تحصيل و علم و ادب بود . از آن بهرهاى نيك گرفت . كتاب تاريخ او مشهور است . چون سلطان الملك الناصر محمد از كرك به پايتخت خويش بازگرديد و بر بيبرس و سلار خشم گرفت بار ديگر نظرش به مردان اين خاندان معطوف شد و از آن ميان عماد الدين اسماعيل را برگزيد و او را در سال 716 امارت حماة داد كه مركز فرمانروايى خاندان او بود . الملك الناصر محمد ، چون به مستقر پادشاهى خويش بازگشت نيابت حلب را به سيف الدين قفجق داد و اسندمر [ 1 ] الگرجى را به جاى او به حماة فرستاد . چون سيف الدين بمرد اسندمر از حماة به حلب نقل كرد و عماد الدين اسماعيل امارت حماة يافت و او را الملك المؤيد لقب دادند . او همچنان در مقر فرمانروايى خويش بود تا در سال 732 درگذشت . چون المؤيد بمرد ، الملك الناصر محمد بن قلاون پسر او الملك الافضل محمد را به جاى او معين كرد . الملك الناصر در ماه ذو الحجهء سال 742 وفات كرد . پس از او مملوكش قوصون به حكومت مصر رسيد . الملك الناصر محمد پسر خود ابو بكر محمد را امارت شام داده بود . نخستين اقدامى كه از او سر زد عزل الملك الافضل از حماة بود . ابو بكر محمد طقزدمر [ 2 ] را نيابت حماة داد . الملك الافضل به دمشق رفت و در سال 742 در آنجا وفات كرد . با مرگ او فرمانروايى خاندان ايوب بر حماة پايان گرفت . و البقاء للّه وحده . لا رب غيره و لا معبود سواه . جنگ عرب در صعيد و فتح ملطيه و آمد الملك الناصر در سال 713 در ناحيهء اهرام لشكرگاه زد و چنان نمود كه براى تفرج بيرون آمده است . او را خبر رسيده بود كه عربهاى صعيد دست به اغتشاش و آشوب زدهاند . و در آن نواحى فساد مىكنند و راه كاروانها را مىزنند . سلطان از آنجا از هر سو لشكر بر سر عربها فرستاد و خلقى از ايشان را بكشت و تاراج كرد .
--> [ ( 1 ) ] متن : ايدمر . [ ( 2 ) ] متن : صغردمول .