ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

617

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

در اين احوال مردم صعيد از جور اعراب و قتل و غارت ايشان فريادشان به شكايت برخاست . سلطان لشكرى به سردارى شمس الدين قراسنقر بر سرشان فرستاد و سخت گوشمالشان داد . اعراب به طاعت آمدند و مقرر شد كه هزار هزار و پانصد هزار درهم بپردازند با هزار اسب و دو هزار شتر و ده هزار گوسفند . اعراب صعيد نخست به شروط گردن نهادند ولى نفاق آشكار كردند . سلار و بيبرس چاشنيگير لشكر بر سر ايشان كشيدند و قتل و تاراج كردند و اموال و چارپايانشان را غارت كردند و بازگشتند . امير بيبرس چاشنيگير عزم انجام فريضهء حج كرد . ابو نمى ، امير مكه مرده بود . دو پسر او رميثه و حميضه جاى پدر را گرفتند و دو برادر خود عطيفه و ابو الغيث را دربند كردند . آن دو زندان را سوراخ كردند و خود را به بيبرس رسانيدند تا ساز و برگى فراهم كرده به جنگ برادران خود روند . بيبرس آن دو را بگرفت و به قاهره آورد . در سال 702 [ 1 ] كشتيهايى پر از جنگجويان از مصر به جزيرهء ارواد در درياى طرطوس گسيل شد . جماعتى از فرنگان در آن جزيره بودند . اينان در جزيره باروها برآورده و استحكامات ساخته بودند . سپاهيان مصر آن جزيره را تصرف كردند و فرنگان را اسير نمودند . سپس همه جا را ويران كردند و رسم آبادانى از آن برافگندند . و اللّه تعالى ولى التوفيق . معاهده اهل ذمه در سال 700 وزير فرمانرواى ناحيهء مغرب به رسالت به مصر آمد . در آنجا اهل ذمه را مكرم و محترم و در رفاه يافت و ديد كه در كارهاى دولت تصرف مىكنند . از آن وضع خشمگين شد و زبان به نكوهش گشود . خبر ناخشنودى و نكوهش او به سلطان الملك الناصر رسيد . فرمان داد فقها گرد آيند تا حدودى را كه براى اهل ذمه معين شده بررسى و مجرى دارند و با آنان چنان رفتار كنند كه به هنگام فتوحات صدر اسلام رفتار مىكرده‌اند . حاصل گفتگوهاى فقها بدين جا كشيد كه مسيحيان عمامه‌هاى كبود يا سياه بر سر گذارند و يهود عمامه‌هاى زرد و زنان ايشان با علاماتى كه مناسب آنها باشد مشخص شوند . همچنين هيچيك از اهل ذمه بر اسب ننشينند و سلاح حمل نكنند و چون بر خر سوار شوند به عرض بنشينند و پاها از دو سو رها نكنند و از وسط جاده نرانند و صدايشان را از صداى مسلمانان بلندتر نكنند و بناهايشان را از بناهاى مسلمانان بالاتر نبرند و علامات و شعارهاى خود آشكار ننمايند و ناقوس نزنند و هيچ مسلمانى را به كيش نصارا و يهود دعوت نكنند و بردهء مسلمان نخرند و نيز از كسانى كه مسلمانان اسير كرده‌اند يا در سهم مسلمانان واقع شده نخرند و چون

--> [ ( 1 ) ] متن : 760 .