ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

599

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

ساختن مدرسه و دو بيمارستان در مصر الملك المنصور قلاون آهنگ آن كرد كه در قاهره بيمارستانى بسازد . بناها را يك يك مىنگريست تا نظرش به دار القطبيه از قصور عبيديان و بناهاى مجاور آن در زمينهاى ميان دو قصر افتاد . آنجا را محل بيمارستان قرارداد و خانه را بناى اصلى آن . همچنين در برابر آن مدرسه‌اى براى تدريس علم و گنبدى براى مدفن خود . اين مدرسه زير نظر سنجر الشجاعى علم الدين ساخته شد . مدرسه و بيمارستان در مدت كمى بنا شد و در سال 682 بناى آنها كامل گرديد . قلاون املاك و مزارع و ديه‌هايى در مصر و شام وقف آنها نمود . در روز افتتاح بيمارستان كه روزى از ياد نرفتنى بود خود به بيمارستان آمد و جامى از شربتى طبى نوش كرد و گفت اين بيمارستان را به همگان وقف كردم . از كسانى كه چون من باشند تا فروترين اصناف مردم . اين بيمارستان از آثار نيك اوست . و اللّه اعلم . وفات الملك المنصور قلاون و حكومت پسرش الملك الاشرف خليل المنصور قلاون پسر خود علاء الدين على را به ولايت‌عهدى برگزيد و او را الصالح لقب داد . علاء الدين در سال 687 چشم از جهان فروبست او پسر ديگرش خليل را ولايت‌عهدى داد . فرنگان كه در عكا بوديد پيمان صلح شكستند و بر آن نواحى دست به حمله زدند كاروانى از بازرگانان كه جمعى غلامان رومى و ترك براى او مىآوردند مورد حملهء فرنگان واقع شد و آن بردگان همه به غارت رفتند و اسير شدند . سلطان تصميم گرفت كه به غزاى آنان رود . پس از عيد فطر سال 679 لشكر بيرون آورد . پسر خود خليل را بر قاهره نهاد . زين الدين سيف و علم الدين الشجاعى وزير نيز با او در قاهره ماندند . قلاون در خارج شهر قاهره لشكرگاه برپاى كرد . بناگاه بيمار شد و به قصر خود بازگرديد و بيمارى به شدت گراييد و در ماه ذو القعدهء آن سال ديده از جهان بربست . با پسرش خليل بيعت شد و او را الاشرف لقب نهادند . حسام الدين طرنطاى نايب قلاون بود . او را در مقام خود ابقا كرد و زين الدين سيف را در نيابت عتبه با او شريك ساخت و علم الدين سنجر الشجاعى را وزارت داد و بدر الدين بيدر [ 1 ] المنصورى را استاد دار خود ساخت و عز الدين آيبك را خزانه‌دار [ 2 ] خود كرد . حسام الدين لاچين سلاحدار نايب دمشق بود و شمس الدين قراسنقر الجو كندار نايب حلب . خليل بن قلاون آن دو را در مقامشان ابقا كرد . سپس نايب حسام الدين طرنطاى را چند روز دستگير كرد و سپس او را به قتل آورد و اموال او را كه در بيان نمىگنجيد مصادره كرد .

--> [ ( 1 ) ] متن : بيدو . [ ( 2 ) ] متن : خرندار .