ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
594
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جوينى زهر در طعامش كرد و او را بكشت . همچنين اباقا يكى از امراى خود را به قتل برادر خود متهم كرد . او شحنهء جزيره بود . از آنجا بگريخت . سلطان قلاون لشكرى به ناحيهء موصل فرستاد تا موصل را مورد حمله قرار دهد . مسلمانان به سنجار [ 1 ] رسيدند و در آنجا اين امير را يافتند و نزد قلاون آوردند . سلطان او را زندانى كرد . سپس آزادش نمود و نام او در ديوان بنوشت . او بسيارى از اخبار مغول را نقل كرده و بعضى از قول او روايت شده است . سلطان قلاون در اين سال دستههايى از لشكر خود را به نواحى سيس از بلاد روم فرستاد تا در برابر اعمالى كه ارمنها در حلب مرتكب شده بودند ، چون آتش زدن مساجد ، از ايشان انتقام بگيرد . اينان رفتند و در آن نواحى كشتار و تاراج كردند . يكى از امراى مغول در آن حدود به ايشان برخورد و جنگ در پيوست سپاهيان قلاون او را منهزم ساختند و تا جبال بلغار پيش رفتند و با غنايم بسيار بازگرديدند . سلطان قلاون ، شمس الدين قراسنقر المنصورى را به حلب فرستاد تا ويرانيهايى را كه مغولان در قلعه و مسجد پديد آورده بودند مرمت كند . او نيز آن كار را به نيكوترين وجه به پايان برد . برخى پادشاهان مغول اسلام آوردند . نخست نكودر [ 2 ] پسر هلاكو فرمانرواى عراق خبر اسلام آوردن خود بداد . او را احمد نام شد . رسولان او اين خبر نزد سلطان قلاون آوردند اينان شمس الدين اتابك و مسعود بن كيكاوس صاحب بلاد روم و قطب الدين محمود شيرازى قاضى سيواس و شمس الدين محمد از حواشى صاحب ماردين بودند . نامهء احمد نكودر ، تاريخ جمادى الاولاى سال 681 را داشت . سلطان قلاون اين رسولان را اكرام كرد و سلطان را جوابى مناسب داد . سپس رسول تودامنكو [ 3 ] كه بعد از برادرش منكو تيمور در سال 682 به فرمانروايى ناحيهء شمال رسيده بود بيامد . خبر از فرمانروايى خود و دخول خود در دين اسلام داد و خواست تا خليفه براى او فرمان و لقب فرستد و علم جهاد با كفارى كه در آن حوالى هستند بر دوش او نهد . اين خواهشها برآورده شد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . استيلاى سلطان قلاون بر كرك و صهيون و وفات صاحب حماة الملك المنصور محمد بن المظفر صاحب حماة در ماه شوال سال 682 درگذشت . سلطان ، پسر او الملك المظفر را به جاى بدر امارت داد و براى او و نزديكانش خلعت فرستاد . سلطان قلاون در ماه ربيع الاول سال 683 براى محاصرهء مرقب به شام رفت ، زيرا مردم
--> [ ( 1 ) ] متن : سنجر . [ ( 2 ) ] متن : بكدار . [ ( 3 ) ] متن : قودان بن طقان .